در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد هر چه اوج بگیری کوچکر خواهی شد.

                                                                    "هو الحق"

روش برخورد با مخالفان:

<< و لا تستوی الحسنه و لا سیئه ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوه کانه ولی حمیم>>

(سوره فصلت /34) و نیکی با بدی یکسان نیست (بدی دیگران را) با شیوه بهتر (که نیکی است) دفع کن

، که این هنگام ، آن کس که میان تو و او دشمنی است همچون دوست گرم می شود (و عداوتش نسبت

به تو تمام میشود.)

مخالفان به چند دسته تقسیم می شوند که باید به هر کدام به نحوی عمل کرد: این آیه دستور محبت

و برخورد احسن می دهد و در آیات دیگر در این باره آمده است :

1)و هنگامی که نادانان، ایشان را (به سخنی ناروا ) مخاطب سازند ، سخنی مسالمت آمیز یا سلام

گویند : << و اذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما >> سوره فرقان/ 63

2) و چون بر عملی بیهوده و ناپسند بگذرند ، با بزرگواری بگذرند.<< و ادا مروا بالغو مروا

کراما>> ، سوره فرقان/72

گاهی مخالفت افراد براساس شک و تردید است که باید با آنان از طریق استدلال و برطرف کردن

شبهات برخورد کرد:

- شک در مورد خداوند << افی الله شک ...>> ، سوره ابراهیم / 10

- شک در مورد رساخیز و قیامت : << ان کنتم فی ریب من البعث >> ، سوره حج/5

-- تردید در مورد نزول وحی و کتب اسمانی بر پیامبر<<و ان کنتم مما نزنا علی عبدنا>> ،سوره بقره/23

- گاهی نیز مخالفت بر اساس حسادت است که باید با اغماض برخورد کرد: برادران یوسف

اعتراف به حسادت و خطای خود کردند : که با گذش حضرت یوسف (ع)رو به رو شدند. سوره

یوسف/91- 92

 هابیل در مقابل حسادت برادرش قابیل گفت: اگر قصد کشتن من را داری من (هرگز) دس به

کشتن تو نمی زنم. سورهمائده/ 8.

گاهی مخالفت ها به خاطر حفظ موقعیت ، رفاه و کامیابی های مادی است در این موارد اتمام

حجت کافی استآیات شمل <<ذرهم ... ، سوره انعام /91 وحجر/3 >> آنان را به حال خود واگذار

و << واعرض عنهم ...  ، سوره مائده /42 و نساء/86، 63 ،از آنان روی گردان و دوری کن >> به چنین

 مخالفت هایی اشاره دارند.

گاهی مخالفت در قالب کار شکنی ، هجو و تضعیف ایمان مردم است که برخورد ب این گروه را

آیات ذیل در قاب برخورد شدید با انان ، قطع رابطه ، دستگیری و گاهی اعدام مشخص می کند.

 سوره توبه/ 73: با سختی و شدت با کفار برخورد کن.

 سوره نساء/140 : و چون بشنوید به ایات خدا کفر میورزند و انان را به مسخره می گیرند؛، نباید

با انان بنشینید تا به گفتاری دیگر بپردازند. و جندین آیه دیگر...

- بعضی در تفسیر آیه :<<و جزاء سیئه سیئه مثلها>> سوره شوری/ 40

گفته اند: و اگر بدی کسی را با بدی پاسخ دادی ، شما هم مثل او هستی چنانکه در آیه 43 همین

سوره می فرماید: و کسی که تحمل بدی مردم را داشته باشد و از انان بگذرد ، این از تصمیمات

شایسته است.

برگرفته از سخنان حجت الاسلام و المسلمن استاد محسن قرائتی


بله ! با نظر شما موافقم ، مانده که  دل ها مه آلود و  خسته شوند از عداوت و جهالت اما تیمار می کند دل هر زخم خورده ای را....(به قول ادبیات شما)

بین انتقاد و اتهام فاصله بسیار هست ، انتقاد (سازنده)آدم رو خوشحال می کنه و به مسیرش سرعت می ده و انرزی مضاعف اما اتهام ضمن اینکه موجب رنجش میشه آدم رو دلسرد و بعد متوقف میکنه!(البته در مورد آدم های قوی به توقف منجر منیشه!) جواب نوشته ی مربوط به اخرین نظرتون رو هم می تونید از این مطلب (آقای قرائتی)  دریافت کنید!

نوشتید که چرا بر شما سخت گذشت و بهتون برخورد اگه سوال من ایرادی نداره؟؟

اصل پرسش سوال  ایرادی نداره اما نحوه ی پرسش سواله  که تعیین می کنه که شما فقط یک پرسش گرید یا نه؟؟ می شه سوال پرسید و در حین سوال پرسیدن هم خود پرسش گر ، قضاوت کنه، پاسخگو باشه  و حکم صادر کنه! سوال شما فقط یه پرسش نبود در واقع یه اتهام بود!

نحوه ی پرسش شما این واقعیت رو بیان می کرد!هر چند که ممکنه شما هم قصد اتهام نداشتید ولی باید عرض کنم که بلد نیستید و بلد نبودید که بپرسید!!دانسته/ندانسته اتهام زدید!!

چه بزرگ است خدا که(کثرت گناهانمان را) می داند ، می بیند و می پوشد اما همسایه نمیداند و ندانسته می خروشد!

بله من ناراحت شدم و اگه ناراحت نمی شدم جای تعجب بود !...و بیشتر به این دلیل:

در کارخانه ای که ره عقل وفضل نیست                 فهم ضعیف  رای چرا  کند

بعد نوشتید خوب چرا صورت سوال رو پاک کردید:

- صورت سوال رو به 2 دلیل من( از اینجا معلوم میشه که شما به دیگران هم اتهام زدید/ هر چند قبلا هم گفته بودم اما مثل اینکه شما ) پاک کردم:

1)نمی خواستم با این کار از ورود کسایی که به ویژه خانوم هایی که قصد عضویت د ر وبلاگ رو داشتند جلوگیری کنم!

2)متفکرین  نادان بسیارند! (فهم این جمله بر عهده ی خواننده!)

- عذرخواهی کرده بودید: من بخشیدم و همه حلال، اما بدونید که شما هنوز معذرت خواهی های  زیادی  بدهکارید!فکر می کنم به اندازه ی تعداد زاگرسی های عضو این وبلا گ، واز این دوستان هم باید حلالیت بطلبید! نکته ای که هست دوستان زاگرسی اشتباه نکنید من چیزی رو اثبات نکردم بله شاید نوشته هام در پست قبلی رنگ و بوی اثبات گرفته باشه اما گاهی و شاید همیشه لازمه که یه سری واقعیتها رو در اون جایی که گمان اتهام می ره ، توضیح داد و من این قسمت رو صرفا سعی کردم که الگوپذیری کرده باشم از رفتار پیامبر (ص) در آنجایی که پیامبر (ص) زمانی که با یکی از نزدیکانشون که اتفاقا خانوم هم بودند  در کو چه وبازار راه می رفتند با نگاه سرد و حیر تزده ای مواجه می شن در این لحظه پیامبر (ص) متوقف می شن و فورا می ایستند  ، ایشان  فرستاده و رسول خدا بودند ، برگزیده ی خدا بودند ، اما پیامبر (ص) بی توجه از این ویژگی ها و صفات اون شخص رو صدا زدند و همه چیز رو توضیح دادند! بنابراین نمیشه گفت که من چه لزومی داره که برای کسی از هیچ جیزی خبر نداره و فقط داره ادعای صرف می کنه و معلوم نیست که بر چه اساسی داره قضاوت میکنه بیام توضیح بدم! به نظرم در پاسخ به جناب متفکر نادان موثر بود!

سوال بعدیتون: درد یعنی فقط دوری پس جرا شما از چیزای دیگه ای صحبت می کنین ؟

جواب: دوری یعنی چی؟ دوری معنایی نداره وقتی امام ما هست مارو می بینه از اعمالمون آگاهه

حتی از درونیاتمون ، افکارمون با اطلاعه .من از شما سوال می کنم  چه کسی به نظر شما با این ویژگی ها به ما نزدیکتر؟؟از نظر من درد یعنی گناه و همین رو بس! حتما کلام امام زمان(عج)در پاسخ به ابن مهزیار مطالعه کردید!چون تنها عامل دوری همین گناهه!از شما سوال می پرسم اگه درد رو (دوری از نظر شما) بر دارند و به شما اجازه بدند که امامتون رو ببینید و زیارت کنید از چی صحبت می کنید ، چه حرفی دارید؟ می خواید بپرسید آقا من می خوام به شما نزدیک شم؟ در صف یاران شما باشم؟ چه کار کنم که باشم؟

خوب اینکه معلومه امام زمان ما سفارش ها رو به ما کردن و همه اونها مطمئنا در همین جمله خلاصه میشه، فرمودند: گناه نکنید! از دوری صحبت می کنیم اما تا کنون از اقا پرسده ایم : افویت یا صاحب الزمان(آیا من به عهدم وفا کردم؟؟؟؟)

بله سخته که چشمها او را نمی بینند و او ما  را می بیند!

-من آدم خیلی صبوری نیستم ولی مسلما برای هر کس پاسخی متناسب با یه اتهام بسیار راحتر از گفتگو و بحثه!و از اینکه این نوع روش پاسخگویی رو انتخاب کردم پشیمان نیستم ، خوشحالم که می بینم و نوشتید که به اشتباهاتم پی بردم ، این برای من کافیه! و من نتیجه ای که می خواستم گرفتم!نوشتید که پاسخم رو گرفتم اما من در این مدتی که سکوت کردم و چیزی ننوشتم صرفا منتظر سوال شما بودم ، از این جهت که دقیقا کجای مسئله برای شما جای سوال هست ،- میزان حقوق یک  زن ؟ از این نظر حقیقتا من خودم احساس حقارت  می کنم وقتی که می خوام در مورد برابری حقوق یه زن با مرد  صحبت کنم بعد این همه مدت (بیش از 14 قرن) از ظهور اسلام !!؟؟ -میزان فعالیتش ؟؟ یا مسائل دیگه ! من چندین کتاب رو بررسی کردم که از این بین 2 کتاب رو معرفی می کنم:

1)زن و فرهنگ دینی :نوشته اقای مهدی مهریزی،  نشر: هستی نما

2) مسایل زنان بین سنت های کهن و جدید: محمد غزالی محقق و دانشمند مصری ، مترجم:آقای  مجید احمدی ، نشر احسان

مختصری در مورد کتاب :امام محمد غزالی یکی از نظریه پردازان معاصر اسلامی که عمر گرانمایه خود را در جمع مسلمانان و جوامع اسلامی گذرانده است .در این کتاب ایشان با روشی نوین و منحصر بفرد مستدل به قران و سنت در خلال خاطرات و تجربیاتی که در عصر او گریبانگیر جوامع اسلامی به ویژه زن مسلمان شده است و منشا انها را کج اندیشی و بد فهمی دین توسط کسانی دانسته است که از روی بی دانشی درباره دین سخن می گویند و خطر انان را برای مسلمانان گوشزد می کند  لذا فقیهان و مراجع دینی(خود رای) (برای خود من هم جالبه که آقای محمد غزالی بر بسیاری از کتابهایی که بر مبنای سندهای ضعیف و نه معتبر نگاشته شده  رو رد کردند و ایرادات جدی رو وارد کردند که مستدل بر آیات قرآن هست! )را از استبداد و خود رایی در مسائل دینی بر حذر می دارد و از انان می خواهد تا از اختلافات جزیی و عرضی دین دست بر دارند و با همکاری و رایزنی با یکدیگر به مسائل اصلی و ذاتی دین بپردازند و دریای بیکران و گوارای اسلام را در پیاله کوچک کلام خود گل الود به خورد مردم ندهند و بلند نظری اسلام را کوته فکری خود نینگارند!

در صفحه 44 این کتاب مطلبی  دقیقا با این عنوان اورده شده : اشتباه دوستان نادان ، ایشان در این قسمت  از افراط و تفریط  گرایی  ها صحبت کردند و  از اینکه چرا واقعا غربی ها به ویژه زنان غربی به دین  اسلام تمایلی ندارند ؟؟ و جواب رو اینگونه مطرح می کنند:که در واقع اینان دید گاه اسلام رو نسبت به زن چنین پنداشتند و دیدند از کسانی که خود بد فهمیدند و بد شناساندندکه زن یعنی اسارت ، اسارت در قید و بند های دین. و به همین خاطر خطر متفکرین نادان رو بسار جدی دیدند!

 در پایان ببخشید که نوشته ام طولانی شد و از حوصله خارج! و باید عرض کنم که بنده  قدرت پریدن رو ندارم ، ارتفاع رو نمی فهم چه برسد به پرواز!(با توجه به عنوان مطلب)

امیدوارم از این نوشته ها برداشتها و تعبیرهای غیر از این نداشته باشید ُُُُ، شاید بپرسید که چرا پاسختون رو دیر نوشتم حقیقتش از روزی که نوشتید سوالی ندارم  رسیدگی به کارهای دیگرم رو در اولویت دیدم به ویژه اینکه در ماه رمضان هم قرار داشتیم به هر حال ،

از نظر من پرونده ی شما در زاگرسی ها بسته شده ومن ادامه ی بحث رو  با شما  لازم نمی بینم.

یا رب آن زاهد خود بین که به جز عیب ندید                 دود آهیش در آیینه ادراک انداز

اولین دوره مسابقات زاگرسی ها؛ تابستان 1390 (فعلا ، بخش ثابت)

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت / صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت . . .

عید سعید فطر بر شما مبارک باد.



پاسخ سوالات اولین دوره مسابقات زاگرسی ها - صلوات .


1.      علت نام گذاری نماز به صلاة کدام مورد می باشد ؟

الف) ذکر صلوات در اذکار نماز

ب) صلاة و صلواة فقط هم ریشه اند.

ج) نماز، بهترین نوع دعا و طلب رحمت و استغفار

د) هیچ کدام

معنای صلوات
از نظر لغوی: صلوات جمع صَلاه(صَلوه) به معنای دعا، نماز، استغفار، رحمت، ثنای نیکو، درود و تعظیم با صدای بلند است. اگر به نماز هم صلاه گویند، به این دلیل است که نماز هم بهترین نوع دعا و طلب رحمت و استغفار است.
و صَلاه که مفرد صلوات است از نظر نحوی و ادبی مصدر باب تفعیل و ریشه آن از صَلَو(صَلی) گرفته شده که فعل ثلاثی، مجرد، متصل و ناقص واوی است.
از نظر اصطلاحی: به معنای درود فرستادن بر پیامبر رحمت، رسول مکرم اسلام حضرت محمد بن عبدالله(ص) و خاندان پاک و مطهر او است. پس از بیان معنای صلوات، به ذکر آیاتی از قرآن کریم پیرامون صلوات می پردازیم.

پاسخ صحیح گزینه ج می باشد.



2.      کسی که نام پیامبر به او ذکر گردد صلوات نفرستد؟

الف) شقی ترین مردم است.

ب) در قیامت در حسرت خواهد بود.

ج) بخیل کامل است.

د) همه موارد

زیان های ترک صلوات

اول: داغ شقاوت بر جبین حالش نهند و رقم بدبختی بر صفحه احوالش کشند. چنانکه شیخ احمد بن فهد در کتاب عُدَّهُ الداعی از رسول خدا(ص) روایت کرده است که:« شقی ترین مردم، آن کسی است که من نزد او مذکور شوم و بر من صلوات نفرستد».

دوم: موجب حسرت خواهد بود در روز قیامت.
چنانکه از ابوسعید خدری(مدرک قبلی) منقول است که رسول خدا(ص) فرمود:« اهل مجلسی که صلوات بر من نفرستند، در قیامت، حسرت برای ایشان خواهد بود، اگر چه داخل بهشت شوند».

سوم : علامت ظهور صفت بخل کامل می شود.
چنانکه ابن بابویه و شیخ مفید(ص72 جلد 94بحارالانوار) از حضرت سیدالساجدین(ع) روایت کرده اند که رسول خدا(ص) فرمود:« بخیل کامل راستین، آن کسی است که من نزد او مذکور شوم و بر من صلوات نفرستد».

پاسخ صحیح گزینه د میباشد.

 

3.      در حدیث وارده از امام صادق (ع) توسط هشام بن سالم فایده صلوات چه عنوان شده است ؟

الف) برطرف شدن گرفتاری های دنیوی

ب) استجابت دعا

ج) برطرف شدن حجاب ها

د) ایجاد محبت اهل بیت (ع) در قلوب مؤمنین

صلوات موجب استجابت دعاست.
و اخبار در این باب، بسیار است، از آن جمله:
در کتاب کافی، از هشام بن سالم روایت کرده است که امام جعفر صادق(ع) فرمود: « دعا، محجوب و ممنوع است، تا آنکه بر محمد(ص) و آل محمد(ص) صلوات فرستاده شود.»
و قریب به همین مضمون را در کتاب کافی، از امام جعفر صادق(ع) روایت کرده است که:
« هر که را به سوی خدا حاجتی باشد، باید که اولاً به صلوات فرستادن بر محمد(ص) و آل محمد(ع) ابتدا نماید و بعد از آن حاجت خود را طلب نماید و در آخر نیز، به صلوات فرستادن ختم نماید، زیرا که حقّ تعالی کریم تر از آن است که دو طرف را قبول نماید و وسط را واگذارد و صلوات بر محمد(ص) و آل محمد(ص) محجوب نمی شود».

پاسخ صحیح گزینه ب میباشد.

 

4.      فایده ی صلوات در کتاب ریاض المذکرین چه عنوان شده است؟

الف) حصول عافیت

ب) ثواب 73 شهید

ج) سهولت عبور از پل صراط

د) دفع انفاق

 

صلوات موجب حصول عافیت است.
و در کتاب ریاض المذکرین ـ که از کتب عامّه است ـ مذکور است که رسول خدا(ص) فرمود:
« هر که روزی بر من صلوات فرستد، حق تعالی در آن روز، دری از عافیت روی او بگشاید و از فزع اکبرش ایمن گرداند».

پاسخ صحیح گزینه الف میباشد.

 

5.      کدام مورد از فضایل صلوات نیست؟

الف) تخلّق و اخلاق الهی

ب) ایجاد محبوبیت میان انسان ها

ج) سهولت قرب به پیامبر (ص)

د) موافقت با ملائکه کرام

 

فضایل و فواید فرستادن صلوات

اول: تخلّق به اخلاق الهی است، یعنی چون حضرت عزّت در آیه صلوات خبر داده که خود، بر آن حضرت(ص) صلوات می فرستد، پس صلوات فرستادن بر آن حضرت، تخلّق باشد به این خُلق.

دوم: موجب حصول قرب به حضرت رسالت(ص) است.
چنانکه در کتاب مکارم الاخلاق و جامع الاخبار از سرور اخیار(ص) روایت کرده است که:
« سزاوارترین مردم به من در روز قیامت، آن کس است که در دار دنیا، بر من بیشتر صلوات فرستد».

سوم: موافقت است با ملائکه کرام، زیرا که ملائکه به حکم« یُصَلّونَ»، که در آیه صلوات واقع است، پیوسته به فرستادن صلوات بر آن حضرت مشغولند و چون صلوات فرستنده صلوات فرستد، به ایشان شبیه می شود.

پاسخ صحیح گزینه ب میباشد.

 

6.      مراد از آیه « وذکر اسم ربه فصلّی » در روایت امام رضا(ع) چیست؟

الف) صلوات بر محمد و آل محمد(ص) هنگام یاد نام خدا

ب) اداء نماز هنگام یاد خدا

ج) یادآوری نام پیامبر با نام خدا

د) موارد الف و ب

 

هنگام ذکر پروردگار.
چنانکه در« کافی»، از عبدالله بن دهقان روایت کرده است که گفت: به خدمت امام رضا(ع) رفتم. آن حضرت از من پرسید که مراد از این آیه چیست:« و ذکر اسم ربه فصلّی»؟
من عرض کردم که یعنی هرگاه یاد می کند اسم پروردگار خود را، برمی خیزد و نماز می کند.
فرمود:" این تکلیفی بسیار مشکل خواهد بود."
عرض کردم: فدای تو شوم، پس مراد چیست؟
فرمود: مراد این است که چون نام پروردگار را یاد می کند، بر محمد و آل محمد(ص) صلوات می فرستد.

پاسخ صحیح گزینه الف میباشد.


نفر برگزیده مسابقه :

خانم نرگس درکه


و در آخر :

خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یک مـــــــاه ی خود را در رمضـــــــــان،

از ایــــــن به بعــــــــــــد هم حفـــــــــــــظ کنیم . . .

یا حق

ادامه نوشته