فرهنگ پادگانی یا پادگان فرهنگی ؟
سلامی به زیبایی ماه خدا
پروردگارا کمکمان کن تا یکدیگر را دوست داشته باشیم و قدر همدیگر را بدانیم. به هم رحم کنیم و شاکر باشیم ; در کشوری هستیم که در این روزها و شبهای مبارک برای یکدیگر دعا میکنند تا همه امورمان ختم به خیر شود. اما به حرمت این ماه مبارک که ماه خداست و ماه بخشایش، ما را به راه راست هدایت فرما. این روزها که فرهنگ زیر پوتین افراطیون له می شود به یاد کارگردانی می افتیم که طی سال های اخیر بسیاری از سینماگران ایرانی را متهم به فساد اخلاقی، وابستگی به کشورهای خارجی و حتی نهادهای جاسوسی کشورهای غربی کرده بود.وی که از طرفداران محمود احمدی نژاد به شمار می آید و حتی گفته می شد بخشی از فیلم نامه سریال مشهور او به نام یوسف پیامبر در تبلیغ محمود احمدی نژاد ساخته شده بود.جناب آقای سلحشور، از اینکه میبینیم آن همه پرداختن به زوایای نورانی زندگی پیامبران و سرمشق قرار دادن منش ایشان تاثیری در کلامتان نداشته، و در نهایت شهرتتان را از نفرتپراکنی و بیادبی در برابر همنوعانتان به دست آوردهاید، بسیار متاسفم.ای کاش لطف کنید سینمایی را که خجالت میکشیم بگوییم شما را یاد کجا میاندازد به حال خود رها کنید، شاید که رستگار شوید و آرامش و صلح و محبت به وجدان نگرانتان بازگردد. ان شاء الله
من از آقای روحانی می خواهم اگر مدیری بر هنرمندان می گمارند مدیری از جنس خودشان و از جنس خانواده و قبیله خودشان باشد.
این روزهاوقتی تقویم را ورق میزنیم در اغلب قریب به اتفاق تقویمها در روز ۲۱ شهریور هیچ خبری از عنوان روز ملی سینما نیست و پس از ۱۳ سال این روز در تقویمها حذف شده است.امید است روز ملی سینما طلیعه توجه جدی به معضلات زیربنایی صنعت سینما باشد. فرسودگی و استهلاک سرمایه ثابت سینمای ملی خطری است که در درازمدت سینمای ما را به نابودی میکشاند، بنابراین اعلام روز ملی سینما را بهانهای کنیم برای نگاه عمیقتر به مسائل صنعت سینمای ملی، که باید به فکر تقویت سرمایههای اصلی خود باشد.متاسفانه این مشکلات برای یک نهاد اجتماعی (سینما) پدید آمده است که بالاترین آبرو را برای این کشور به همراه داشته و هیچ فعالیت دیگری این قدر در عرصههای بینالمللی در پاک کردن چهره سیاهی که از کشورمان به نمایش گذاشته شده، موفق نبوده است اما در کشورمان اینگونه برخورد میشود . عرصه سینما در حال حاضر بهانهای برای تسویهحسابهای سیاسی و شخصی شده است، متاسفانه شرایط خوبی نیست .روزی که محمود احمدی نژاد جواد شمقدری رابه معاونت سینمایی وزارت ارشاد گمارد دانستم آن کابوسی که همواره ازآن میترسیدم به سراغ سینما آمده است و محصول آن شد فیلمهای مزخرفی چون اخراجی های 1 و2 و3 ; پایان نامه; قلاده های طلا و ده ها فیلم به اصطلاح سیاسی دیگر وحاکمیت چماق بدستانی چون مسعود ده نمکی ;طالبی ; سلحشور و ... برسینمای کشور !!!.مسعود ده نمکی و دوستانش رابعنوان نمادی ازاراذل واوباش به معرض نمایش گذاشت که چگونه ازسرکردگی جماق بدستان به کارگردانی وفیلم سازی روی می آورند ونهایتا باتحمیق بخشی ازفرودست ترین اقشارجامعه می توانند جیبهای خودرابا میلیاردها تومان ازشکم همان قربانیان تحمیق پرکنند
آنان که دیروز با اسید، چاقو، قمه، زنجیر، چوب و جماق و هفت تیر به جان دانشجویان در کوی دانشگاه و تجمعات اعتراضی می افتادند و یا در هر کوی و برزنی مشغول سرکوب سیستماتیک زنان، به اسم «امر به معروف و نهی از منکر» بودند؛ امروز با دوربین این اهداف غیرانسانی و ارتجاعی خود را پیش می برند.
یاد همت ها و باکری ها بخیر
حیف،
چه زود، دیر میشود…
پروردگارا به امید رحمت تو…

آنچه می نویسیم دلیل بر مبرا بودن ما نیست ؛ می نویسیم تا خود نیز اینگونه تعلیم ببینیم و یادمان نرود که این دست نوشته ها پاسخ به سوالات و مجهولات خودمان است