با حضورت شده نور باران شهر پائیزی ما بهاران

آفتاب هدایت دوباره نور باریده بر قلب یاران

آمدم تا دوباره بگویم آمدی جان ما جان فدایت

ای که در قلبها جای داری جانی و جا عالم فدایت

درسهایت همه مشق عشق است پایداری وصبرو شجاعت

جانمان این شعر است ؛ رهسپاریم ما با ولایت

عهد خود را مجدد ببندیم ؛در ره عشق تو جان نثاریم

سیدا افتخارم همین بس؛سایه لطف تو سایه سارم

******************************************************************

ساقیا میخانه ات را جمع کن ساقر و پیمانه ات را جمع کن

می چه قابل در جوار مهر دوست آنکه جان بی قابل اندر کوی اوست

******************************************************************

به به چه قیامتی به پا خواهد شد این شهر پر ازعطر خدا خواهد شد

خورشید ز باختر طلوع خواهد کرد پایان شب و صبح صفا خواهد شد

برف های بام شهر می گردد آب دلگرم دل فرشته ها خواهد شد

پائیز اگر چه هست پایان بهار آغاز بهار شهر ما خواهد شد

گویند طبیب درد ها می آید بیمار طبیب ک ه دوا خواهد شد

********************************************

رهبرا خون من قطره قطره سنگفرش قدوم شما باد

رهبرا جان من ذره ذره در ره آرمانت فدا باد