اطلاعیه

سلام به همه

بچه ها مدیریت عوض شد. (انقد دوست دارم یهویی خبر اصلی رو میدم ! جان شما خیلی حال میده ! :D )

از خانوم منصوری به خاطر زحمت هاشون تشکر می کنم. دستشون درد نکنه . ایشالا که دلیل خستگی هاش ما نباشیم.

اما چند تا سوال !

1. قالب وبلاگ چطوره ؟

2. یه برنامه جدید بگید به اجرا بزاریم ! چیه اینجا سوت و کور شده !

3. چرا واسه مطالب همدیگه نظر نمیزارید ؟ (نکنه کلاس داره ؟)

4. نویسنده ها چرا کم کار شدند ؟ لطفا همه پاسخگو باشن !

5. من دلم واسه بحث های داغ تنگ شده ! میشه یکی یه پست جوشان بزاره بترکونیم ؟ :D

6. دیگه حضور ذهن ندارم ! بعدا دوباره میام حالتونو می پرسم .

راستی ؛

هر گونه تلاشی واسه مزاحمت ، کار شکنی، به هم ریختن اعصاب مدیر تاثیری در روند کار و خسته شدن من نداره. بالاخره کسی که مدیر یه صفحه تو فیسبوک هم باشه حتما با اینگونه حرف ها و حدیث ها آشنایی داره ! بعله داداش ! ما خودمون این کاره ایم ! گفتم که بدونید.

دیگه عرضی ندارم. :|

فعلا ...

از طرف مدیریت قبلی!

از سرنوشت غمگين نباش...
چه بسا سگ هايي كه بر روي اجساد شيرهاي جنگل سبز رقصيدند، شادي كردند
وخود رابزرگ پنداشتند
ولي نميدانستند كه شير شير مي ماند و سگ سگ
حتي با قلاده هاي طلا....
..............................................................................................................
با عذر خواهی از مدیریت جدید زاگرسی ها، امیدوارم روزهایی شاد و پرازموفقیت در انتظار همه خوانندگان و نویسندگان عزیز باشد.
آخر نوشت: بدرود را پر رنگ تر می نویسم و رساتر.
تنها می توانم بگویم که خیلی دردناک است زمانی که می فهمی منطقِ برخي از انسانهایعنی پوچی...

بدرود!

در باب آنچه روضه اش خوانند و حاصلش اشک است

زبان حال گفتن توهین نیست؟!

کدام دل و زبان است که بتواند بجای دل و زبان زینب کبری مرثیه سر کند؟!

جز زینت علی چه کسی می توانست عصر عاشور

بر روی گودال پر از نیزه و شمشیر و سنگ و چوب! بایستد و بگوید:

خدایا این قربانی را از ما بپذیر؟!

کدام چشم جز چشم عقیله العرب در آن روز هرچه می دید زیبایی بود؟!

عظمت نگاه زینب، کلام زینب، نماز شب بعد عید قربان زینب و...

کجا پیامش اشک چشمهایی است که بین الطلوعین را مدتهاست ندیده اند؟!

برای تحریف عاشورا از زبان عاشورائیان مرثیه سر کردن کفایت میکرد

اگر؛ حرارت عشق حسین در قلوب مومنین ضمانت شده نبود

احساسات؛ عشق نیست و در جان عاشورائیان جایی نداشت

هرچه بود عشق و معرفت و ادراک بود

اگر روضه شبیه عاشورا نباشد؛ تحریف عاشورا نیست؟!

عاشورا درد تاریخ نیست؛ تاریخ درد است

اما...

اما آیا شیعه مواظب بوده که اشکهایش مانع دیدن حقایق آن نصفه روز نگردد؟!

سر دلبران

خوشتر آن باشد که سر دلبران    گفته آید در حدیث دیگران

چنانکه ابوالفرج از مغیره روایت کرده که:

یک روز معاویه در ایام خلافت خویش گفت:

«سزاوارترین مردم در امر خلافت کیست؟»

گفتند: «جز تو کسی را سزاوارتر ندانیم»

معاویه گفت: «نه چنین است، بلکه سزاوارتر برای خلافت،

علی بن حسین علیه السلام است،

که جدش رسول خدا صلی الله علیه وآله است، و جامع است

شجاعت بنی هاشم و سخاوت بنی امیه وحسن منظر و فخر و فخامت ثقیف را»

منتهی الامال- باب پنجم- فصل سوم

صفحه 573(چاپ انتشارات مقدس)

اما...

اما آیا شیعه مواظب بوده که اشکهایش مانع دیدن حقایق آن نصفه روز نگردد؟!

Troll ( بخون یادبگیر مهندس  بعد بگو چند بار ترول شدی!)

ترول !


مریضی اینترنتی دیجیتالی

                            ترول (Troll) یک اصطلاح اینترنتی است و به کسانی اطلاق می‌شود که در جوامع آنلاین مثل فروم‌ها یا بخش کامنت‌های یک سایت، پیام‌هایی بی‌ربط، ناراحت کننده و فتنه آمیز ارسال می‌کنند با این هدف اصلی که بقیه را وادار به عکس‌العمل‌های احساسی کنند و باعث بحث‌های بی‌ربط به موضوع اصلی شوند. این کلمه می‌تواند هم به شکل اسم برای فرد ارسال کننده بکار رود و هم به شکل فعل برای خود عمل (مثلا ترول‌وری یا ترول کردن).




ادامه نوشته

آمادگی برای شهادت

شنیده ام که شب عاشورا بیعت برداشته شد

و وقتی عده ای از اصحاب امام علیه السلام

مردانگی را به تصویر کشیدند

تا این درس نیز به تمامه تدریس شده باشد؛

حضرت خواستند که هر کسی حق الناسی بر ضمه دارد برود

و به ادای دین دنیایش بپردازد

این یعنی عاشورائیان دیون دنیوی را ادا نموده بودند

که اذن حضور در میدان ادای دین اخروی به آنها اعطا شده بود!

اما ...

اما آیا شیعه مواظب بوده که اشکهایش مانع دیدن حقایق آن نصفه روز نگردد؟!

همه چیز درباره ی 21 دسامبر 2012 1 دی ماه 91 از افسانه تا واقعیت ( قسمت دوم)

آخرالزمان و ظهور ستاره سرخ رنگ UB313 (نیبیرو ) از دیدگاه غرب - بخش اول+دوم

 

آیا UB 313   همان طارق است؟

آیا جهان در سال 2012 پایان می یابد؟

علت افزایش زلزله و تغییرات آب و هوایی گسترده در جهان چیست؟

آیا عذاب دیگری از نوع عذاب قوم نوح در راه است؟

علت ظاهر شدن دو خورشید در آسمان چیست؟

در روایات مربوط به عصر ظهور سخن از دو آتش در مشرق است . یکی آتشی از زمین که سه تا هفت روز زبانه می کشد و همراه با خسف و زلزله است که در مقاله مربوط به آتشی از مشرق و روایات عصر ظهور به آن پرداختیم و دیگری آتشی در آسمان که مربوط به عبور دنباله داری از نزدیکی زمین که قسمتی از آن در شرق سقوط کرده و موجب تلفات زیادی می شود.

در مقاله مربوط به ستاره طارق از دید روایات اسلامی به این موضوع پرداخته شد و روایات مربوط به آن با اشاره به تفسیر سوره طارق بیان گردید و بر اساس روایات ، ظهور چنین دنباله داری خارج از علم بشر بوده و بصورت ناگهانی می باشد . اما این که این دنباله دار چیست و از کجا ظاهر می شود سئوالی است که در سالهای اخیر به آن توجه زیادی شده و احتمال ظهور این دنباله دار بر اساس سایتهای خارجی و ستاره شناسی و ناسا موضوع این مقاله است.

قبل از هر چیز باید تاکید کنیم که مطالب مندرج در اینجا نباید در جهت توقیت برای ظهور بهره برداری شود و این مطالب صرفا جهت اطلاع و آشنایی با دیدگاههای غربی و سایر اقوام در باره حوادث آخر الزمان و ظهور منجی است و تاکیدی بر روی صحت و قطعیت آن نیست و صرفا برای آگاهی بیشتر از وقایع پیش رو می باشد خصوصا اینکه در روایات غربی ، برای آخر الزمان قائل به تعیین وقت می باشند و آن را 21 دسامبر 2012  تعیین کرده اند که بر اساس اعتقادات اسلامی تعیین وقت برای حوادثی از این دست در آینده ، صحیح و معتبر نیست و از نظر اعتقادات ما مردود می باشد. لذا مجددا توصیه می شود تنها از دید انتقادی به این مقاله توجه گردد و نه قطعی بودن آن و تعیین وقت برای ظهور.

در احادیث و روایات عصر ظهور ،دیده شدن ستاره ای دنباله دار در آسمان ، مکرر ذکر شده . ظهور این ستاره دنباله دار در ادیان دیگر نیز آمده و نشانه ای برای آخر الزمان و ظهور منجی است.

 

ادامه نوشته

ای جوانمرد بگو که  از کدامین قبیله ای؟

 به راستی در کربلا

شمشیر از خون شکست خورد

................................

و اگر مقصود خداست 

پس کمال را جستجو کن 

و از ماندن بپرهیز

وگرنه بمان و ننگ  این ماندن را بپذیر

.................................

به راستی زمان بر ما وفا نخواهد کرد

..........................

ای جوانمرد بگو که

از کدامین قبیله ای؟


همه چیز در مورد 21 دسامبر 2012 یا 1 دی 1391 از افسانه تا واقعیت!( قسمت اول)

پیش گویی قوم مایا!

می گویند سال 2012 ، یک اتفاق خارق العاده در کره زمین می افتد ؛ البته هنوز هیچ کس از ماهیت واقعی آن خبری ندارد اما هر چه هست ، خبرهای موجود درباره این سال ، اصلا خوشایند نیست. این را ، هم پیشگویان و منجمان قوم مایا می گویند و هم دانشمندان ناسا.در هشدار ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است که میلیونها نفر در سال 2012 بدون برق و در نتیجه بدون غذا و دارو خواهند ماند و تمام یخچالها، تلفنهای همراه و ماهواره ها خاموش می شوند.

ناسا در هشداری اعلام کرد که یک توفان خورشیدی که در سال 2012 به زمین می رسد موجب خواهد شد که برق تمام دنیا خاموش شود.

به گزارش مهر، در هشدار ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است که میلیونها نفر در سال 2012 بدون برق و در نتیجه بدون غذا و دارو خواهند ماند و تمام یخچالها، تلفنهای همراه و ماهواره ها خاموش می شوند.

از ماه دسامبر فعالیت خورشید به آهستگی روبه افزایش می رود. نیروی مغناطیسی این ستاره هر 11 سال یکبار به نقطه ای می رسد که در آن پیک پدیده های فورانهای خورشیدی و پرتاب تاجهای خورشیدی بزرگ مشاهده می شود. این پدیده ها منجر به آزاد شدن میزان زیادی انرژی و تشعشعات می شود. این فورانها می تواند به زمین نیز برسد و منجر به ایجاد توفانهای ژئومغناطیسی زمین شود.
ستاره شناسان این پدیده ها را از سال 1859 رصد کرده اند. در آن زمان یک توفان ژئومغناطیسی ویژه در خطوط تلگراف اروپا و آمریکا اختلال ایجاد کرد. در ماه می 1921 توفان دیگری بسیاری از خطوط برق و تلفن را در دو سر اقیانوس اطلس خارج از استفاده کرد.

در گزارش 132 صفحه ای ناسا و آکادمی ملی علوم آمده است: "انرژی برق کلید فناوری جامعه مدرن امروزی است و تمام زیرساختها و سرویسها به آن وابسته هستند. اگر توفان سال 1859 امروز اتفاق بیفتد به طور حتم خسارتهای اجتماعی و اقتصادی وسیعی برجای خواهد گذاشت."

به گفته دانشمندان ناسا، پیک بعدی این توفانهای خورشیدی بین سالهای 2012 و 2013 خواهد بود که جامعه علمی هنوز بر سر شدت فعالیت خورشید در این دوره جدید به توافق نرسیده اند.

بخش بزرگی از نوع بشری نابود خواهند شد :

بقیه ی مطالب در ادامه مطلب

ادامه نوشته

ثارالله(خون خدا)

پرسیدم: چرا امام حسین علیه السلام و پدر و مادر بزرگوارشان را ثارالله(خون خدا) می نامند؟

مفصل توضیح داد

که خلاصه اش می شود:

ریخته شدن خون این سه معصوم بر زمین.

خون بهای آنها خداست.

و در نهایت: انتقام این خونها توسط امام منتقم گرفته خواهد شد.

گفتم: ریخته شدن خون امیرالمومنین و سیدالشهدا را می فهمم، اما...

اشکهایش پاسخ کاملی بود بر سوال ناقصم...

اما...

اما آیا شیعه مواظب بوده که اشکهایش مانع دیدن حقایق آن نصفه روز نگردد؟!

محرِم محرَم

باید ای دل گل خاک حرم غم باشی    تا که حاجی کفن پوش محرم باشی

کربلا خاکش بستری بود حاصلخیز برای رویش تمام اسلام

همان اسلامی که غیر از آن نزد خدا دینی نیست

عاشورا خلاصه تاریخ نیست، همه تاریخ انسانیت است

جوهره سازنده عاشورائیان هرچه بود؛ من آن را محبت می نامم

و عوامل تحمیل عاشورا به نوع بشر را غناعت به دناعت

عاشورا پر بود از هرچه بشود پنداشت

پر از عشق و معرفت و عزت

پر از ظلم و حقارت و حماقت

پر از خدا       پر از شیطان

فاصله شقاوت و سعادت کم نبود

اما راه هردو کوتاه شد؛ کوتاه شد و کوتاه ماند

و اینک ماییم و تاریخی به وسعت کربلا

هر که را از این تاریخ سهمیست

اما...

اما آیا شیعه مواظب بوده که اشکهایش مانع دیدن حقایق آن نصفه روز نگردد؟!

انسانیت



پی نوشت :
1- امروز برعکس اتاقم کوچه پر از زندگی بود، خدا را شکر.
2- دلم می خواد "گريه" کنم برای قتل عام گل / برای مرگ رازقی دلم می خواد گريه کنم
3- در هر صورت زنده باد شهر خاموش من....

پروانگی ...

قبل نوشت : تقدیم به او که نقطه می گذاشت ؛ خط می نوشت ؛ کادر می کشید ...


http://womenhc.com/media/blogs/alzahra-esfahan/BXP0000899_P.jpg


خودم را کجا گم کردم

کجای این قصه ؟

و تو از کجا پیدا شدی ؟

کجای این تکرار بی وقفه ؟!

کدام لحظه بود که خواستم تمامت از آن من شود؟

و چرا قانع بودن را به فراموشی سپردم !

تو را کجا گم کردم، درست همان دم که باید باشی؟

این گم شدگی را حتی جوهر این قلم نیز فریاد می زند !

شبیه به یک ماهی دور از دریا شدم

و فقط تشنگی را فریاد می زنم ... بی آنکه برسم !

ابتدای شــ ـــکســــــتن !

می تــــــــرسم ...

از این بن بست ها ...

از این حس های تکراری ...

از روشن نبودن انتهای این راه ...

اما گریزگاهی نیست ...

قدم، قدم ... دور می شوم، نزدیکم !

خواب دیدم ...

یک خواب بی تعبیر ...

اما توان برخاستنم نیست ...

بریدن را نیاموختم !

و حتی رد شدن از حس ام را ...

از بد بدتر اگر هست، همین است !

غرورم را ببخش ...

عبور می کنم آخر ...

این حس مبهم را گریزگاهی باید !


-----

پی نوشت :

1. این روزها آسمان زیاد سرفه می کند !

2. جـلـوه ی عـشـق را... چـه زیـبـا ساخته اند ... هـمـچـون پـروانـگـی...

3. بعد از مدت ها اومدم ! و البته خوشحالم از این بابت ... :)

راه پیشرفت و رمز موفقیت

عرض سلام و وقت بخیر دارم خدمت همه خوانندگان محترم

چندی پیش کتابی بنام (راه پیشرفت و رمز موفقیت) اثر مسعودمحمدی را مطالعه کردم

مطالبی جالب و عمدتا کاربردی در بر داشت که  شاید همه ما بتوانیم با  اندکی تغیرات در باورهای خود

وایجاد زمینه سازی لازم از مطالب نامبرده استفاده های خطیر و ارزشمندی بعمل اوریم که انشااله همینطور خواهد بود.

بنده تصمیم گرفتم بخشهای کوچکی که در نظرم مفید و قابل فهم بود بصورت کاملا خلاصه در اختیار بقیه دوستان قرار بدم با این امید

که همه ما روزی خود را موفق بنامیم.                                                                                       موفق باشید

.............................................................

پ.ن  : ۱.ادامه مطلب بدون رمز است.

             ۲.اگر کمی طولانی شده عذرخواهی میکنم.

            ۳.تمام تلاشم را جهت لطمه نخوردن به مطالب نویسنده بکار بستم با این وجود اگر مشکلی در فهم مطالب بوجود امده

            ـ اشکال از حقیر است ، امیدوارم عذر خواهی بنده در این مورد را هم پذیرا باشید.

ادامه نوشته

ولایتت مبارک علی جان،ای پدر امت

یا دلیل المتحیرین...
ازلی لم یزلی حیدر کرار علی
دم به دم صاحب دم دلبر و دلدار علی
ظاهر و باطن هستی گل و گلزار علی
اول و آخر عشق آینه کردار علی
در و دیوار علی مرکز پرگار علی
قبله بی جهت ای داور دادار علی
عشق یعنی حسن(ع)حیدر کرار علی
بنده را تا به ابد یار و مددکار علی
ازل لم یزل ای دیده و دیدار علی
ای نگارنده هفت اختر دوار علی
پادشاه دو جهان دیده بیدار علی
هندی و در جگرم دلبر و دلدار علی
سر عیاران رستم یل دادار  علی
ای هماهنگی هنگامه دیدار علی
ای به هنگام غضب آتش خونبار علی
تو که ای؟بارگه داد جهاندار علی
دم به دم ذکر دل خسته و بیمار علی
چند نامیم به رمزش همه دم یار علی
پر پرواز هزار آینه پرگار علی
آفریننده افلاک نگونسار علی
راز دار دو جهان مرکز پرگار علی
شهسوار دل من ای غم و غمخوار علی
برفرازنده این گنبد دوار علی
که مرا خمر دهد زآن خم خمار علی
پرده و پرده برانداز شب تار علی
تا نبیند مگر آن پیر فسونکار علی
پیر و میر دو جهان سید ابرار علی
.....
برگرفته مخمسی از یوسفعلی میر شکاک




پ.ن:

۱-هر چند دیر ولی می بخشاید چون او کریم است.

۲-ادامه این مطلب گزیده ای از دل نوشته ای برای مولای دو جهان.

۳-عمر و عاص گفته بود: چون علی زیاد شوخی میکرد ولایت را از او دریغ کردیم.امام شنیدند و جواب دادند: به او بگویید ای عمر پسر سلمی نابغه، یاد مرگ مرا از شوخی باز می دارد.

ادامه نوشته

قانون مورفی چیست؟ (توصیه می کنم بخوانید!)

قانون مورفي (Murphy’s Law) در حالت كلي مي گويد “اگر قرار باشد چيزي خراب شود، مي شود”. ريشه اين قانون به سال 1949 و يكي از پايگاه هاي هوايي در آمريكا بنام Edwards Air Force Base بر مي گردد. كاپيتان ادوارد در حال كار روي يكي از پروژه هاي پايگاه هوايي بود كه ناگهان مدير پروژه متوجه مي شود كه سيمهاي يكي از مبدلهاي الكترو مكانيكي بصورت اشتباه نصب شده است.در اين حالت مدير پروژه با عصبانيت بر سر مورفي داد مي زند كه : “اين ديگر چه وضعي است!”

مورفي در جواب مي گويد : “اگر قرار باشد اين سيستم مشكل داشته باشد، حتما” مشكل خواهد داشت.”

ادامه نوشته

وبازهم برای تو ای مبهم ترین عشق...

"یا عالم علی کل شی"

سلام.

مولای یا مولا...

 

"تردید ها و سخنان متضاد افزایش یافته و هرکسی ادعا می کند که بر صراط مستقیم حرکت می کند.در این میان من به وحدانیت خداوند و دوستی پیامبر و امام علی(ع) تمسک می جویم.

سگی با دوستی اصحاب کهف رستگار شد پس چگونه من با دوستی اهل بیت پیامبر نجات نیابم!"

 

 

الحمدالله لذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی(ع)...

سپاس خدایی را که قرار داد مرا از تمسک جویان به ولایت علی (ع)...

 

*امروزمان را باید با یک"فرق با روزهای دگر"باتو پیمانی تازه میکردیم، ممنون ازین که کمکمان کردی که این فرق را ایجا کنیم!

راست بازو پاک بازو امیر باش.

یاعلی...

هفتم آبان روز کوروش کبیر!(فکر کنم)

زندگینامه کوروش کبیر

 

 

زندگینامه کوروش کبیر

 


زندگینامه کوروش کبیر

● از تولد تا آغاز جوانی کوروش کبیر

دوران خردسالی کوروش کبیر را هاله ای از افسانه ها در برگرفته است. افسانه هایی که گاه چندان سر به ناسازگاری برآورده اند که تحقیق در راستی و ناراستی جزئیات آنها ناممکن می نماید. لیکن خوشبختانه در کلیات ، ناهمگونی روایات بدین مقدار نیست. تقریباً تمامی این افسانه ها تصویر مشابهی از آغاز زندگی کوروش کبیر ارائه می دهند،تصویری که استیاگ ( آژی دهاک )، پادشاه قوم ماد و نیای مادری او را در مقام نخستین دشمنش قرار داده است.

 

استیاگ - سلطان مغرور، قدرت پرست و صد البته ستمکار ماد - آنچنان دل در قدرت و ثروت خویش بسته است که به هیچ وجه حاضر نیست حتی فکر از دست دادنشان را از سر بگذراند. از این روی هیچ چیز استیاگ را به اندازه ی دخترش ماندانا نمی هراساند. این اندیشه که روزی ممکن است ماندانا صاحب فرزندی شود که آهنگ تاج و تخت او کند ، استیاگ را برآن می دارد که دخترش را به همسری کمبوجیه ی پارسی – که از جانب او بر انزان حکم می راند - درآورد.

مردم ماد همواره پارسیان را به دیده ی تحقیر نگریسته اند و چنین نگرشی استیاگ را مطمئن می ساخت که فرزند ماندانا ، به واسطه ی پارسی بودنش ، هرگز به چنان مقام و موقعیتی نخواهد رسید که در اندیشه ی تسخیر سلطنت برآید و تهدیدی متوجه تاج و تختش کند. ولی این اطمینان چندان دوام نمی آورد. درست در همان روزی که فرزند ماندانا دیده می گشاید ، استیاگ را وحشت یک کابوس متلاطم می سازد. او در خواب ، ماندانا را می بیند که به جای فرزند بوته ی تاکی زاییده است که شاخ و برگهایش سرتاسر خاک آسیا را می پوشاند. معبرین درباره ی در تعبیر این خواب می گویند کودکی که ماندانا زاییده است امپراتوری ماد را نابود خواهد کرد، بر سراسر آسیا مسلط گشته و قوم ماد را به بندگی خواهد کشاند.

وحشت استیاگ دوچندان می شود. بچه را از ماندانا می ستاند و به یکی از نزدیکان خود به نام هارپاگ می دهد. بنا به آنچه هرودوت نقل کرده است ، استیاگ به هارپاگ دستور می دهد که بچه را به خانه ی خود ببرد و سر به نیست کند. کوروش کودک را برای کشتن زینت می کنند و تحویل هارپاگ می دهند اما از آنجا که هارپاگ نمی دانست چگونه از پس این مأموریت ناخواسته برآید ، چوپانی به نام میتراداتس ( مهرداد ) را فراخوانده ، با هزار تهدید و ترعیب ، این وظیفه ی شوم را به او محول می کند. هارپاگ به او می گوید شاه دستور داده این بچه را به بیابانی که حیوانات درنده زیاد داشته باشد ببری و درآنجا رها کنی ؛ در غیر این صورت خودت به فجیع ترین وضع کشته خواهی شد. چوپان بی نوا ، ناچار بچه را برمی دارد و روانه ی خانه اش می شود در حالی که می داند هیچ راهی برای نجات این کودک ندارد و جاسوسان هارپاگ روز و شب مراقبش خواهند بود تا زمانی که بچه را بکشد.

اما از طالع مسعود کوروش کبیر و از آنجا که خداوند اراده ی خود را بالا تر از همه ی اراده های دیگر قرار داده ، زن میتراداتس در غیاب او پسری می زاید که مرده به دنیا می آید و هنگامی که میتراداتس به خانه می رسد و ماجرا را برای زنش باز می گوید ، زن و شوهر که هر دو دل به مهر این کودک زیبا بسته بودند ، تصمیم می گیرند کوروش را به جای فرزند خود بزرگ کنند. میتراداتس لباسهای کوروش را به تن کودک مرده ی خود می کند و او را ، بدانسان که هارپاگ دستور داده بود ، در بیابان رها می کند.


http://www.beytoote.com

ادامه نوشته

خدای عاشقهای ....

خدا تنها کسیست که عشق بندگان خود را

به خود

به هوس تعبیر نمی کند.

خدا تنها کسیست که بدون شرایط 

عشق عاشق را

قبول می کند.

حدا تنها کسیست که

در عاشقانه های خود با بندگانش

خیانت را نادیده می گیرد.

خدا تنها کسیست که

عزت عاشق را می خواهد و نه ذلت

خدا تنها کسیست که

حتی به بدتریت ها نیز

بله می گوید.

خدا تنها کسیست که 

معشوقش را با همه ی بدی و خوبی هاش می خواهد.

خدا تنها کسیست که

هرگز

نه نمی گوید.

***

تا فبل از این فکر می کردم عاشقم ولی اکنون

تصور عشق خدا را هم لذتبخش میبینم چه رسد به عین آن را

 

عرفه قرار عاشقی ماست

بزمی دلتنگ و  با بوی عطر کربلا