مرم سالاری دینی از نگاه حضرت علی ( ع )
مردم سالاری از مفاهیمی است که در یک دهه اخیر از جایگاه مباحث معرف شناسانه و نظریات فلسفی سیاسی روشنفکرانه پا فراتر نهاده و به شناختی جهت مرزبندی و آرایش اجتماعی سیاسی در صحنه حیات کشور تبدیل گردیده است. از آنجایی که بومی کردن این مقوله از یک طرف می تواند پذیرش دلخواهانه و مشتاقانه آن را در میان مردم تقویت نماید و از سوی دیگر القائات و شبهات مخالفان مردم سالاری را حنثی کند، لذا شایسته است که محققان وتلاش گران راه آزادی و بهروزی ملت، در نشان دادن سازگازیهای بین مردم سالاری و فرهنگ غالب جامعه ایرانی که متاثر از آموزه های اسلامی است کوشش نمایند. در این راستا بر آن شدیم که که مقوله مردم سالاری را در جلوه های رفتار و عملکرد علی ابن ابیطالب (ع) در دوره ای که بر اریکه قدرت و رهبری اجتماعی و سیاسی تکیه داشت بازخوانی کنیم. تا ضمن بهره گیری از این رفتار ها در لحظه لحظه های زندگی فردی و جمعی خودمان، آنانی را نیز که از در دین علیه آزادیخواهی و مردم سالاری استفاده ابزاری می نمایند در معرض چالش و جدانی و اخلاقی قرار دهیم.
مردم سالاری در واقع معادل و ترجمه واژه دموکراسی است که دموکراسی دربرگیرنده و ترکیبی از لغات دمو به معنای جمعیت و مردم و کراسی به معنای حاکمیت و سالاری است.لذا بهتر و دقیق تر آن است که بجای واژه مردم سالاری دینی که در معرض انواع تحریف ها و سوء استفاده ها است مردم سالاری بدون قید بکار گرفته شود چرا که خود به خود مردم سالاری و دموکراسی به عنوان یک مدل و روش مواجهه با پدیده های گروهی و جمعی و نیز راهکار مدیریتی در بستر فرهنگ و مناسبات و ساختار های فردی و اجتماعی هر جامعه رنگ و بوی بومی و محلی به خود می گیرد.
مولفه های اصلی مردم سالاری
۱- محورها مربوط به حقوق بشر شامل عدم تفاوت بین انسانها، آزادی در انتخاب مکان زیست، دین، آزادی در گفتار و بیان و …
۲- به رسمیت شناختن حقوق متقابل بین مردم و حکومت در راستای اهداف ملی.
۳- پذیرش حکومت بر اساس رای آزاد مردم.
۴- امانت و موقت تلقی کردن و بشری دانستن امر حکومت.
۵- توجه به رضایت مردم در امر تصمیم گیری و همراه مردم بودن
۶- اهمیت دادن به افکار عمومی
۷- دفاع از امنیت و جان شهروندان در مقابل متجاوزان بویژه سلطه جویی نظامیان
۸- پذیرش انتقاد از حکومت از ناحیه مردم و لازم دانستن آن.
۹- گسترش عدالت اجتماعی و جلوگیری از انواع رانت خواری و امتیاز جویی اطرافیان صاحبان قدرت
زمینه ذهنی فوق اکنون فرصت را برای ارزیابی عملکرد مردم سالارانه دوره حکومت علی ابن ابیطالب (ع) مهیا کرده است.
۱.رویکرد به حقوق بشر
۱-۱ در تایید آزادی و انتخاب انسان ها در پذیرش دین:
- «فانَّ المتکارهَ مغیبهُ خیرٌ من مشهدهِ» (نامه -۴)
پس بدرستی آنکه کاری را از روی اکراه انجام می دهد عدم حضور او بهتر از حضورش می باشد.
۱-۲ حق انتخاب محل زندگی و وطن:
- «لیس بلدٌ باحقَّ بکَ من بلد خیرُ البلادِ ما حملکَ» (ح– ۴۴۲)
سرزمینی نسبت به سرزمینی دیگر برای تو سزاوار نیست بهترین سرزمین مکانی است که تو را در خود بپذیرد.
۱-۳ یکسان بودن انسان ها در حقوق بشری:
- «و ایاک و الاستئثارَ بما الناسُ فیه اسوهٌ» (نامه- ۵۳)
بر حذرباش از گزینش و اختصاصی نمودن آنچه که مردمان در ان مساوی و یکسان هستند
۲. حق متقابل بین حکومت و مردم
۲-۱ به رسمیت شناختن حقوق متقابل
- «اما بعد فقد جعل الله سبحانه لی علیکم حقّاً بولایهِ امرکم و لکم علیَّ من الحق مثلُ الذی لی علیکم» (خطبه- ۲۰۷)
پس به تحقیق خداوند برتر، بواسطه حق مدیریت و زمامداری شما بر من حقی داده است و در مقابل شما نیز مثل حق من بر شما، حقوقی بر من دارید
۲-۲ ضرورت همکاری متقابل در راستای حفظ منافع و هویت ملی
- «فلیست تصلحُ الرعیه الاّ بصلاح الولاه و لا یصلح الولاه الاّ باستقامه الرعیه فاذا ادّتِ الرعیهُ الی الوالی حقهُ و ادی الوالی الیها حقهّا عزَّ الحقُ بینهم و قامت مناهج الدین و اعتدلت معالم العدل جرت علی اذلالها السنن فصلح بذلک الزمان و طمع فی االبقاء الدوله و یئست مطامع الاعداء» (خطبه – ۲۰۷)
پس به صلاح و بهبودی نمی گرایند مردم مگر به شایستکی و اصلاح حکومت و حکومت اصلاح نمیشود مگر بواسطه پایداری مردمان پس آنگاه که مردمان حق حکومت را بجا آورند و حکومت نیز حقوق مردمان را انجام دهد حقیقت بین آنان عزت و احترام می یابد و پایه های دین استوار می گردد و نشانه های عدالت بر پا شود و سنت ها در جای خود می نشینند پس در چنین شرایطی زمانه به بهبودی و اصلاح می گراید.
۲-۳ اساسی ترین حقوق متقابل بین حکومت و مردم
- «ایها الناس انَّ لی علیکم حقاً و لکم علیَّ حقٌّ فاما حقکم علی فالنصیحه لکم و توفیر فیئکم علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلو و تادیبکم کیما تعلموا و اما حقی علیکم فالوفاء بالبیعه و النصحه فی المشهد و المغیب و الاجابه حین ادعوکم و الطاعه حین امرکم» (خطبه – ۳۴)
ای مردم بدرستی که من حقی بر شما دارم و شما نیز نسبت به من حقی دارید پس حق شما بر گردن حکومت من آن است که خیرخواه تان باشم و پس از دادن حق شما از اموال عمومی به خودتان و دانش اموزی و اطلاع رسانی تان ، تا نا آگاه نباشید و تربیت تان تا بیاموزید و اما حق من بر شما آن است که به پیمان و عهد و رای خود به حکومت وفادار باقی بمانید و در حضور و پشت سر حکومت خیرخواه آن باشید و آنگاه که شما را دعوت می کنم بپذیرید و از دستورات حکومت فرمانبر باشید.
۳. حکومت بر اساس رای آزاد مردم
۳-۱ رای و بیعت از روی علاقه و اختیار مردم
- «و بایعنی النّاس غیر مستکرهینَ و لامجبرینَ بل طائعین مخیرینَ» (نامه-۱)
و مردم با من بیعت نمودند بدون اکراه و اجبار بلکه از روی علاقه و همراه با اختیار
۳-۲ رای و بیعت مردم از راه تهدید و تطمیع نبود
- «و انَّ العامهَ لم تبایعنی لسلطانٍ غالب و لعرضٍ حاضرٍ» (نامه- ۵۴)
و بدرستی که رای و بیعت عمومی مردم با من، نه از سر قدرت مسلط و تهدید و نه برای رسیدن به منافع نقد و تطمیع بود.
۳-۳ رای و بیعت با من شتابزده و مخفیانه نبود
- «لم تکن بیعتکم ایای فلتهً» (خطبه – ۱۳۶)
هرگز رای و بیعت شما با من شتابزده و بدون فکر قبلی نبود
۳-۴ رای مشتاقانه و بی نظیر عمومی علیرغم عدم تمایل وافر علی بن ابیطالب (ع)
- «و بسطتم یدی فکففتما و مددتموها فقبضتما ثمَّ تداککتم علیَّ تداکَ الابل الهیم علی حیاضها یوم ورودها حتی انقطعت النعل و سقط الردائ و وطئ الضعیفُ و بلغَ من سرور الناس ببیعتهم ایای ان ابتهج بها الصغیر و هدج الیها الکبیر و تحامل نحوها العلیل و حسرت الیها الکعاب» (خطبه – ۲۲۰)
و دستم را کشیدید پس آن را نگه داشتم و آن را باز نمودید پس آن را بستم پس از آن چنان بر من ازدحام نمودید بمانند ازدحام شتران تشنه هنگام ورود به آبشخورشان تا اینکه بند کفش گسیخت و عبایم از دوش افتاد و ناتوان زیر پا ماند شادی و جشن مردم برای بیعت و رای به من بچه ها را نیز در بر گرفت و پیران ناتوان و دختران جوان بی نقاب به دیدار آن آمدند.
۳-۵ ضرورت حضور اکثریت در تعیین رهبریت و مدیریت جامعه
- «و لعمری لئن کا نت الامامه لا تنعقدُ حتی تحضرُها عامهُ الناسِ فما الی ذلک سبیل» (خطبه – ۱۷۲)
به جانم سوگند اگر امامت تحقق نیابد مگر با حضور اکثریت و عموم مردم هرگز صورت نخواهد گرفت.
۴. بشری بودن امامت و حکومت
۴-۱ حکومت یک امر بشری است نه الهی
«و انما الشوری للمهاجرین و الانصارِ فان اجتمعوا علی رجلٍ و سموهُ اماما کان ذلک لله رضی فان خرجَ عن امرهم خارجٌ بطعن او بدعه ردّوهُ الی ما خرج منه فان ابی قاتلوه علی اتباعه غیر سبیل المومنین و ولاهُ اللهُ ما توّلی» (نامه – ۶)
و بدرستی که شورا برای مهاجرین و انصار است پس اگر اتفاق نظر پیدا کردند و او را امام و پیشوا نامید ند این مورد رضایت خداوند است پس اگر کسی از امر ایشان خارج شد بواسطه عیب جویی یا کار تازه ای پس بایستی بازگردانند به چیزی که از آن خارج شده است پس اگر خودداری نماید باید با او بجنگند بدلیل عدم پیروی از راه غیر مومنان و خداوند او را واگذارد به آنچه که به آن روی آورده است.
۴-۲ حکومت و مدیریت سیاسی امانتی بیش نیست
«و انَّ عملکَ لیسَ لکَ بطعمه و لکنهُ فی عنقکَ امانهٌ و انتَ مسترعی لمن فوقکَ» (نامه – ۵)
و بدرستی که فرمانداری برای تو طعمه نیست بلکه در گردن تو امانتی است و تو بایستی برای رده ما فوق خود پاسخگو باشی
۵. توجه به رضایت مردم در امر تصمیم گیری و همراه مردم بودن
۵-۱ توجه به رضایت مردم در تصمیم گیری های حکومتی
«لقد کنتُ امسِ امیراً فاصبحتُ الیوم ماموراً و کنتُ امس ناهیا فاصبحت الیوم منهیا و قد احببتم البقاء و لیس لی ان احملکم علی ما تکرهون» (خطبه – ۱۹۹) [۳]
البته به تحقیق دیروز فرمانده تان بودم و امروز مامورتان هستم و دیروز شما را پرهیز میکردم پس امروز پرهیز می شوم و تحقیقا شما زندگی این جهانی را دوست دارید پس سزاوار نیست شما را به چیزی که ناپسند می دارید وادار نمایم .
۵-۲ همراه و همنشینی و همفکری با مردم
«خالطوا الناسُ مخالطه ان متم معها بکوا علیکم و ان عشتم حنّوا الیکم» (ح – ۱۰) [۳]
با مردم چنان همنشین و آمیزش داشته باشید اگر در آنحال مردید بر شما بگریند و اگر زنده ماندید خواهان معاشرت با شما باشند.
۶. اهمیت دادن به افکار عمومی
۶-۱ جایگاه و نقش افکار عمومی در قضاوت نسبت به حکومت
- «و لا تردَّ علی الناس کلَّ ما حدَّثوکَ به فکفی بذلک جهلاً» (نامه – ۶۹)
و آنچه که مردم به تو میگویند دروغ نپنداری پس این موضوع به نادانی ات کفایت می کند.
- « و قد خاطرَ من استغنی برایه» (ح – ۲۰۲)
و هر کس به دیدگاه و رای خویش اکتفا کند به تحقیق مخاطره و ریسک نموده است
- «و سیهلکُ فیی صنفان: محبُّ مفرطٌ یذهبُ به الحبِّ الی غیر الحقِّ و مبغضٌ مفرطٌ یذهبُ به البغضُ الی غیر الحقِّ و خیر الناسِ فیی حالاً النمطُ الاوسط فالزموهُ و الزموا السواد الاعظم فان یدالله علی الجماعه» (خطبه – ۱۲۷)
دو گروه درباره ی من به هلاکت می رسند. یک گروه دوست دارانی که در دوستی من زیاده روی می کنند، این دوستی آنان را به غیر حق می کشاند؛ و گروه دیگر دشمنان تندرو هستند که این دشمنی آنان را به غیرحق سوق می دهد. اما بهترین طرفداران من آنان هستند که در دوستى با من میانه رو باشند شما از آن گروه باشید، و از پراکندگى در بیابانها و سرگردانى در راه ها بپرهیزید به شهرهاى بزرگ وارد شوید.
۷. دفاع از امنیت و جان شهروندان در مقابل متجاوزان بویژه سلطه جویی نظامیان
۷-۱ دفاع از امنیت و جان شهروندان
- «ایّاک و الدماءَ و سفکها بغیر حّلها فانَّهُ لیس شیءٌ ادعی لنقمته و لا اعظمَ لتبعه و لا احری بزوال نعمه و انقطاع مدّه من سفک الدماء بغیر حقّها … فلا تقوینَ سلطانک بسفکِ دمٍ حرامٍ فانَّ ذلک مما یضعفهُ و یوهنهُ بل یزیلهُ و ینقلهُ…» (نامه – ۵۳)
بر حذر باش و بترس از خون و خون ریزی به غیر حلال، بدرستی که چیزی برای زوال پر مدعا تر از خون ریزی نیست و نیز بزرگترین عامل جهت پیگرد بودن و …. پس اقتدار حکومت خود را به خون ریزی حرام دنبال نکن بدرستی که خون ریزی حکومت را تضعیف و سست و نابود گردانیده و موجب تغییر آن می شود.
۷-۲ جلوگیری از زورگویی و تجاوز نظامیان
- « و اجعل لذوی الحاجات منک قسماً تفرغُ لهم فیه شخصک …. و تقعدُ عنهم جندکَ و اعوانکَ من احراسکَ و شرطکَ حتی یکلمکَ متکلمهم غیر متعتع …. لن تقدس امه لا یوخذللضعیف فیها حقه من القوی غیر متعتع» (نامه – ۵۳)
و قرار ده برای دردمندان و صاحبان نیاز بخشی از زمان خود را …. و از ایشان بازدار لشکریان و اطرافیانت را که از محافظان و نگهبانان تو هستند تا اینکه با تو سخن بگویند سخن گفتنی بدون لکنت زبان که پیامبر (ص) فرمود هرگز جامعه ای به پاکی نمی رسد مگر آنکه ضعیفان در آن بتوانند حقوق خود را از صاحبان قدرت بدون لکنت زبان بگیرند.
۸. پذیرش انتقاد از حکومت از ناحیه مردم و لازم دانستن آن
۸-۱ پذیرش انتقاد از ناحیه مردم توسط حکومت و ضرورت آن
- «اما بعد فانَّ معصیه الناصح الشفیق العالم المجرب تورثَ الحیره و تعقبُ الندامه» (خطبه – ۳۵)
پس به درستی که نافرمانی فرد خیرخواه مهربان آگاه با تجربه سرگردانی به بار می آورد و پشیمانی بجا می گذارد.
- «و لا تصحح نصیحتهم الا بحیطتهم علی ولاه امورهم و قلهِ استثقال دولهم و ترک استبطاء انقطاع مدتهم.» (نامه – ۵۳)
و بدرستی نمی گراید خیرخواهی و نصیحت مردمان مگر بواسطه آگاهی مردمان از حکومتشان و اندک بودن سنگینی حکومت بر ایشان و از بین رفتن زمان و فاصله ارتباطی بین مردم و حکومت.
۹.گسترش عدالت اجتماعی و جلوگیری از انواع رانت خواری و امتیاز جویی اطرافیان صاحبان قدرت
۹-۱ برپایی عدالت اجتماعی به عنوان دغدغه حکومت
- «و لیکن احبَّ الامور الیک اوسطها فی الحق و اعمها فی العدل و اجمعها لرضی الرعیه» (نامه – ۵۳)
و بایستی محبوبترین کارها نزد حکومت راه میانه در حقیقت گرایی و گسترش دادن عدالت و جامع ترین آنها برای رضایت مردم باشد.
۹-۲ جلوگیری از رانت خواری و امتیاز جویی اطرافیان صاحبان قدرت
- «فانَّ سخطَ العامهِ یحجفِ برضی الخاصه و ان سخطَ الخاصه یغتفر مع رضی العامه» (نامه – ۵۳)
پس بدرستی که خشم عمومی رضایت اطرافیان را پایمال می سازد و همانا خشم خاصه و اطرافیان بوسیله رضایت عمومی جبران میشود.
- «و ان ظنّنتِ الرعیهُ بکَ حیفاً فاصحر لهم بعذرک و اعدل عنک ظنونهم باصحارکِ» (نامه- ۵۳)
و اگر مردمان به تو گمان ستم بردند پس دلیل خودت را بر آنان آشکار کن و گمانه زنی های آنان را بوسیله بیان اظهار خودت برطرف کن.
- « استعمل العدل و احذر العسف و الحیف فانَّ العسف یعود بالجلاءِ و الحیف یدعوا الی السیف.» (ح – ۴۶۸)
عدالت را اجرا کن و از زورگویی و ستمگری بپرهیز زیرا زورگویی مردم را به ترک از وطن وامی دارد، و ستم آنان را به قیام مسلحانه می کشاند.

آنچه می نویسیم دلیل بر مبرا بودن ما نیست ؛ می نویسیم تا خود نیز اینگونه تعلیم ببینیم و یادمان نرود که این دست نوشته ها پاسخ به سوالات و مجهولات خودمان است