اخطار به نویسنده های زاگرسی ها

با سلام خدمت دوستان و زاگرسی های عزیز

امیدوارم تعطیلات  تابستون به همتون خوش گذشته باشه و روزای خوبی پیش رو داشته باشین. با توجه به اینکه خیلی از نویسندگان وبلاگ بیش از اندازه کم کار هستن تصمیم گرفتم دوستانی که بیش از ۶ ماه  یعنی از اول فروردین مطلبی در وبلاگ زاگرسی ها نداشنتد رو از لیست نویسندگان وبلاگ حذف کنم !

دوستانی که میگن وبلاگ "سوت کور " به ما ایمیل بزنند و به جمع زاگرسی ها بیاند تا ما از نوشته هاشون استفاده کنیم .

راستی امروز یه نظر سنجی تو وبلاگ گذاشتم لطفا هر کدوم از دوستان فقط یک رای بدند !

خیلی دلم واسه همتون تنگیده,امیدوارم همگی موفق باشین

با ما در ارتباط باشید :

zagros.entezar@gmail.com
zagro30ha@yahoo.com

 

خاطران روزهای کودکی"باز هم جنگ"

چند روزی به هفته دفاع مقدس نمانده است .من نخواستم در مورد این واقعه تلخ چیزی بنویسم اما گویا چاره‌ای نیست. جنگ هرچقدر هم بد، غیر اخلاقی، مخرب و ویرانگر باشد باز هم جزئی از تاریخ است و نمی‌توان از کنارش به سادگی گذشت. این اتفاق هرچقدر هم کوچک و کوتاه مدت باشد و هرچقدر تلفات مالی و جانی و فرهنگی و اقتصادیِ کمتری داشته باشد باز آن‌قدر بزرگ است که نمی‌توان در موردش سکوت اختیار کرد. نمی‌شود نادیده‌اش گرفت چرا که اگر حتی بشر آن را نادیده بگیرد اوست که تا سالیانی بس طولانی دست از سر بشر بر نمی‌دارد. اغراق نیست اگر بگوییم تلفات جنگ تازه بعد از جنگ است که رخ می‌نماید. جنگ خود نوعی بمب است. این بمب مهیب و خطرناک و در عین حال ساکن و ساکت سال‌ها بعد منفجر می‌شود و آسیب واقعی و جانکاه را به نسل‌های بعد از خود  می‌زند و صدایش تا قرن‌ها در فضای ذهنی آدم‌ها باقی می‌ماند.

تنها یک راه می‌ماند و آن خنثی کردن این بمب است. این بمب تنها با بیان واقعیت‌ها خنثی می‌شود. و تنها با این روش است که  می‌شود با اتفاقاتی که به ظاهر تمام شده‌اند و به تاریخ پیوسته‌اند و در باطن هنوز چون موریانه در حال جویدن جسم و روح و تفکر بشر هستند مقابله کرد. به بیان بهتر قبل از رسیدن موج مخربِ تحریف، با بیان واقعیت می‌توان آدمهای غیر مطلع را در مقابل تخریب واکسینه کنند. جنگ نیز جزئی از تاریخ هر کشور و مملکت است. شاید نوع و گونۀ آن همیشه یکسان و یک شکل نباشد اما محال است که کشوری، مملکتی، جامعه‌ای وجود داشته باشد که با جنگ غریبه باشد و تجربه‌اش نکرده باشد. جنگ از جنگ نابرابر هابیل و قابیل شروع شد و تا به امروز ادامه پیدا کرد و اکنون جنگ‌های مملو از خون ریزی و شکستن قلمروهای زمینی و جغرافیایی دیروز تغییر شکل داده و با رنگ و لعاب دیگری جسم و روح و ذهن بشر را به خود مشغول کرده است.

بی شک هشت سال  دفاع مقدس که وا‌قعأ هم به چندین دلیل مقدس بوده و هست، فصلی از فصل‌های مهم تاریخ سرزمین ماست. اتفاقی است ورای جنگ‌های دیگر این سرزمین که در طول تاریخ این سرزمین کم هم نبوده‌اند. هشت سال جنگ زمانی آغاز شد که هنوز خستگی جنگ داخلی طولانی یا همان انقلاب اسلامی از روح و جان مردم بیرون نرفته بود. اتفاقی غافلگیر کننده که همه را بهت زده کرد و به دفاع وا داشت. دفاعی که هشت سال به طول انجامید. اما حال از آن نسل چه کسانی باقی مانده‌اند؟ چند نفر؟ کجا هستند؟ اصلأ منظور آمار و ارقام نیست. جواب هم مشخص است. خیلی‌ها در آن دوران به جبهه رفته‌اند و عده‌ای باز نگشته‌اند و عده‌ای سالم بازنگشته‌اند و عده‌ای هم سالم رفته و سالم برگشته‌اند. عده‌ایی خانه نشین شده‌اند! و عده‌ای به سر کارشان باز گشته‌اند و عده‌ایی دیگر به شغل‌ها و مرتبه‌های دولتی رسیده‌اند!!!

یک اما خیلی مهم وجود دارد و آن این‌که مسئولیت بزرگتر از جنگیدن چیست ؟ رساندن پیامی که فقط از آدمهای بازآمده از جنگ برمی‌آید. چند نسل از جنگ گذشته و هرچه بیشتر بگذرد و هرچه نسل‌ها از جنگ فاصله بگیرند این مسئولیت سنگین‌تر، بغرنج‌تر و حساس‌تر می‌شود. برای نمونه نگاهی بیندازیم به نسل‌های بعد از جنگ و نسل‌ فعلی. گروه اول  آنهایی که مثل من کودکی‌شان در جنگ گذشته است؛ که یا عزیزانشان را جنگ با خود برده؛ و یا اگر هم نه! اثرات جنگ هنوز در آن‌ها باقی است و تصاویری در ذهن آنها حک شده که هرگز پاک شدنی نیست. گروه دوم نسل بعد از آنها که اثرات جنگ را فقط دیده‌اند و از جنگ تصویری در ذهن ندارند و هرچه هست شنیده‌است. گروه سوم نسلی که تصویری از جنگ در ذهن ندارند، اما بازتاب جنگ را در رفتار نسل‌های قبل از خود می‌بینند. سوء رفتارهایی که تأثیرات مخرب جنگ است. دیدن معلولی بی درک علت آن! نسلی با کلی سؤالِ کلی و جزئی در ذهن. و هر سؤال بی جواب قدمی است به سوی بی هویت شدن و بی هویت بودن و بی هویت ماندن!  یک بی هویتیِ به شدت مصری و خطرناک و بس خطرناک‌تر از هر بیماری مهلک! و سؤالی که برای نسل قبلی‌ها همیشه بی جواب است: آیا اگر جنگ درگیرد این نسل به دفاع بر می‌خیزد؟ ... نه! بله! تعداد مخالف‌ها البته بیشتر است. اما این‌طور نیست. بله این نسل و نسل‌های بعد نیز چون نسل جنگ به دفاع بر می‌خیزند. اما به شرط. جواب این سؤال دارویی است که در عطاری اهالی جنگ یافت می‌شود. آنهایی که شنیده‌ها را دیده‌اند، اگر تصویر کنند، این تصویر بی مخاطب نخواهد ماند.

این هفته بزرگداشت شهدا و جانبازانی است که در برابر تجاوز صدام حسین به ایران ایستادند. به همین مناسبت تحت عنوان تجلیل از “دفاع مقدس” سخنان زیادی گفته خواهد شد. اما این جنگ زوایای ناگفته بسیاری دارد که پس از گذشت ۲۵ سال از پایان آن باید بازگو شوند. جنگ پیامدهای بی‌شماری برای هر کشوری دارد. افزایش قدرت نظامیان، بسته شدن فضای سیاسی و امنیتی شدن جامعه برخی از این پیامدها هستند.

ما در جنگ با موفقیت بیرون آمدیم چون وقتی ایران قطعنامه ۵۹۸ را با تلخی در تیرماه ۱۳۶۷ پذیرفت جنگ به پایان نرسید. جنگ در اواخر مرداد ماه به پایان رسید. آن هم با حوادثی که به نفع ایران و پیروزی ایران تمام شد. لذا ایران در تیر ماه قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفته که پس از شکست‌های پی در پی بود ولی بعد از این که ایران قطعنامه را پذیرفت سه چهار عملیات بزرگ را در مواجهه با عراقی‌ها انجام می‌دهیم که همه آن عملیات‌ها را ما پیروز‌ شدیم پس از آنها جنگ تمام شده پایان یافت.

امام بعد از عملیات‌های مردادماه فرمودند که من یک لحظه هم در این جنگ نادم و پشیمان نیستم. بنابراین وقتی ما همه صحبت‌های امام را در تیر ماه، مرداد و شهریورماه کنار هم می‌گذاریم می‌بینیم که صحبت‌های امام یک شان نزولی داشته است. آن زمانی که امام قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفته و ایران در اوج شکست‌های خودش بوده و در مردادماه که جنگ تمام می‌شود و در ایران در اوج پیروزی‌های خودش بوده آنجا امام صحبت دیگری دارد و صحبت‌های امام را ما باید همه را با هم ببینم بنابراین ما در جنگ پیروز شدیم...

ساده ی ساده...

                                                     
ادامه نوشته

جوابی دندان شکن

دختري با ظاهري ساده از ایستگاه مترویی در تهران مي گذشت
كه پسري در پله برقی به او گفت:
«چطوري سیبیلو ؟»
دختر خونسرد، تبسمي كرد و جواب داد:

« وقتي تو ابرو بر مي داري ، مو رنگ مي كني و گوشواره ميندازي، من سبيل مي ذارم تا جامعه ، احساس كمبود مرد نداشته باشه...!


بیایید مرد باشیم ........


 بیایید مردانه "زن ها" را گرامی بداریم،این بار اگر زن زیبارویی دیدیم،هوس را زنده به گور کنیم و خدا را شکر کنیم برای خلق این زیبایی!
زیر باران اگر دختری را سوار کردیم،به جای شماره به او امنیت بدهیم،او را به مقصد مورد نظرش برسانیم نه به مقصد مورد نظرمان!
هنگام ورود به هرجایی با لبخند بگوییم اول شما.........
در تاکسی خودمان را به در بچسبانیم نه به او...........
در مترو جای خود را به زنی بدهیم که ایستاده
بیایید فارغ از جنسیت کمی واقعــــــــــــــا "مرد" باشیم!

من نمی دانم چرا " توبه فرمایان چرا خود توبه  کمتر می کنند "

 

«آنها خانه مرا آتش نزدند. آنها ايران را آتش زدند. به آتش زدن خانه من هرگز فکر نکنيد. به آتش زدن ايران بينديشيد».

بدين ترتيب کودتای استعماری و ننگين 28مرداد محقق می شود. روز بعد دکترمصدق در خانه يکی از اطرافيانش دستگير و روانه زندان شده و همزمان، شاه به ايران بازمی گردد و بدين ترتيب ديکتاتوری سلطنتی برای 25سال ديگر بر ايران حاکم می شود. پس از کودتا، آیت الله بهبهانی تلگراف تبريکی به شاه فرستاده و «به خاطر نجات مملکت! از شر بی دينان! به او تبريک می گويد!». آیت الله کاشانی هم طی اطلاعيه يی بلافاصله پشتيبانی خود را از دولت نظامی سرلشکر زاهدی اعلام می نمايد. کاشانی در بخشی از اعلاميه خود در حمايت از زاهدی نوشته بود: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود يکی از طرفداران جبهه ی ملی بود! تصميم دارند که شرافتمندانه از حيثيت و آبروی ملت ايران دفاع نموده و در راه اصلاح ملت حداکثر فداکاری را بنمايند».

آری بدين گونه ارتجاع بار ديگر در کنار استبداد و استعمار، چهره کريه خود را عليه آزادی، دموکراسی و آرمان های ملت ايران بارز می کند.

يک هفته بعدازکودتا،آیت الله کاشانی در مصاحبه با خبرنگار روزنامه المصری درپاسخ به اين سؤال که:

آيا عقيده داريد که دکترمصدق برای برقراری رژيم جمهوری فعاليت می کرد؟

گفته بود: «آری، او برای برقراری جمهوريت می کوشيد، مصدق 4ماه قبل می خواست که شاه را از ايران اخراج نمايد ولی من نامه يی به شاه نوشته و از او خواستم که از مسافرت خودداری نمايد و شاه هم موقتاً از فکر مسافرت منصرف شد ـ يک هفته قبل، مصدق، شاه را مجبور کرد که ايران را ترک نمايد اما شاه با عزّت و محبوبيّت، چند روز بعد بازگشت».

سالهاست که از آن ماجرای ننگین می گذرد و در این روزها وقتی مجلس شورای اسلامی را که عصاره ملت و مشروطه خواهان است می نگریم ; یکی مدح حاکم و جائر می‌کند و همچون در بار معاویه به سطح سواد یک پنجم دبستانی سخن می‌گفت. آن دیگر به دیگری می‌گفت که «تو دستمال کش دولت قبلی بودی»؛ آن یکی نماینده و وزیر را چاپلوس خواند و آن یکی از غارتگری گفت و یکی هم از «دله دزدی آقازاده‌ها» با ذکر نام و مشخصات!

نمایندگانی که پشت تریبون قرار می‌گیرند و در سخنانشان تنها عرق شرم بر پیشانی هر ایرانی می‌نشاندند. یکی برای حسن روحانی شعر می‌خواند و دیگری آن یکی را متهم می‌کرد و خلاصه تماشاخانه‌ای است به نام مجلس شورای اسلامی ...

باهنر در ميزگرد <به كجا چنين شتابان> كه توسط بسيج دانشجويي دانشكده مديريت دانشگاه تهران برگزار شد گفت: من برخي از نمايندگان و همكارانم را در مجلس ديده‌ام كه فرق يك ميليارد تومان و يك ميليون تومان را از هم تشخيص نمي‌دهند!

من نمی دانم واقعا  در انتخاب چنین افرادی چه کسی مقصر است؟مردم با عدم حضور حداکثری در انتخابات و رای آوردن این افراد با حداقل رای و یا مردمی که باکم توجهی در انتخاب و یا انتخاب قبیله ای مقصرند و یا اینکه نظر سلیقه ای و در بعضی از مواقع فرا قانونی در تایید صلاحیت نمایندگان در شورای نگهبان قانون اساسی؟

نمایندگانی که که در توهم به سر می برند و یا برای رفع تکلیف دیروز از شکایت  بریتانیا به مجامع بین المللی برای گرفتن خسارت جنگ جهانی دوم و امروز از گرفتن خسارت مالی و معنوی کودتای ۲۸ مرداد ۳۲  می گویند .در حالی که کشور دوست و برادر عراق هنوز یک دلار هم از خسارت چند میلیاردی به مردم ایران پرداخت ننموده و حتی در بعضی از اظهار نظرها از ایران خسارت  می خواهد ! همان طور که رهبر انقلاب اسلامی فرصت نمایندگی مجلس شورای اسلامی را فرصتی مغتنم برای خدمت در نظام اسلامی و در عین حال مقطعی حساس و امتحان بزرگی در پیشگاه خداوند دانستند و افزودند: باید در این مقاطع حساس مراقب خود بود زیرا اگر فرد مسئول، بتواند از این پیچ خطرناک به سلامت عبور کند، آنگاه در نزد خداوند موفق و سربلند خواهد بود.

حضرت آیت الله خامنه ای حضور تخصص های متنوع در مجلس دهم را نشان دهنده ظرفیت بالای مجلس برای بررسی دقیق و کارشناسی طرح ها و لوایح دانستند.
ایشان رفتار و خلقیات نمایندگان در مجلس را بسیار مهم و تأثیرگذار در جامعه خواندند و افزودند: اگر در مجلس، عقل، فکر، طمأنینه، آرامش و محبت حکمفرما باشد، این ویژگیها در جامعه نیز مشاهده خواهد شد و اگر خلاف آن نیز از مجلس منعکس شود، در رفتار مردم تأثیر خواهد گذاشت.

متأسفانه اینها سئوالاتی است که مردم ما دارند و هنوز هیچ جوابی برای آن دیده نمی شود. فردا ما نمتوانیم از جوانانی که طعم فلان آزار "غیر قانونی" را چشیده اند انتظار داشته باشیم دوستدار نظام باشند. سالهاست ما گوش به فرمان رهبری هستیم. امروز هم از این رهبری مستمندانه خواسته ای داریم. کاش در چینش افرادی که به نام رهبری هر کاری می کنند تغییراتی حاصل میشد.

اما نمي دانم پافشاري بر پرداخت غرامت عراق به ايران و یا پرداختن به مسائل و مشکلات مردم  به جاي رسيدگي به  موضوع دريافت خسارت جنگ جهاني دوم و یا خسارت مادی و معنوی کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ را در دستور كار خود قرار داده اند نتيجه يي در بر دارد يا خير؟