من نمی دانم چرا " توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند "
«آنها خانه مرا آتش نزدند. آنها ايران را آتش زدند. به آتش زدن خانه من هرگز فکر نکنيد. به آتش زدن ايران بينديشيد».
بدين ترتيب کودتای استعماری و ننگين 28مرداد محقق می شود. روز بعد دکترمصدق در خانه يکی از اطرافيانش دستگير و روانه زندان شده و همزمان، شاه به ايران بازمی گردد و بدين ترتيب ديکتاتوری سلطنتی برای 25سال ديگر بر ايران حاکم می شود. پس از کودتا، آیت الله بهبهانی تلگراف تبريکی به شاه فرستاده و «به خاطر نجات مملکت! از شر بی دينان! به او تبريک می گويد!». آیت الله کاشانی هم طی اطلاعيه يی بلافاصله پشتيبانی خود را از دولت نظامی سرلشکر زاهدی اعلام می نمايد. کاشانی در بخشی از اعلاميه خود در حمايت از زاهدی نوشته بود: «جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود يکی از طرفداران جبهه ی ملی بود! تصميم دارند که شرافتمندانه از حيثيت و آبروی ملت ايران دفاع نموده و در راه اصلاح ملت حداکثر فداکاری را بنمايند».
آری بدين گونه ارتجاع بار ديگر در کنار استبداد و استعمار، چهره کريه خود را عليه آزادی، دموکراسی و آرمان های ملت ايران بارز می کند.
يک هفته بعدازکودتا،آیت الله کاشانی در مصاحبه با خبرنگار روزنامه المصری درپاسخ به اين سؤال که:
آيا عقيده داريد که دکترمصدق برای برقراری رژيم جمهوری فعاليت می کرد؟
گفته بود: «آری، او برای برقراری جمهوريت می کوشيد، مصدق 4ماه قبل می خواست که شاه را از ايران اخراج نمايد ولی من نامه يی به شاه نوشته و از او خواستم که از مسافرت خودداری نمايد و شاه هم موقتاً از فکر مسافرت منصرف شد ـ يک هفته قبل، مصدق، شاه را مجبور کرد که ايران را ترک نمايد اما شاه با عزّت و محبوبيّت، چند روز بعد بازگشت».
سالهاست که از آن ماجرای ننگین می گذرد و در این روزها وقتی مجلس شورای اسلامی را که عصاره ملت و مشروطه خواهان است می نگریم ; یکی مدح حاکم و جائر میکند و همچون در بار معاویه به سطح سواد یک پنجم دبستانی سخن میگفت. آن دیگر به دیگری میگفت که «تو دستمال کش دولت قبلی بودی»؛ آن یکی نماینده و وزیر را چاپلوس خواند و آن یکی از غارتگری گفت و یکی هم از «دله دزدی آقازادهها» با ذکر نام و مشخصات!
نمایندگانی که پشت تریبون قرار میگیرند و در سخنانشان تنها عرق شرم بر پیشانی هر ایرانی مینشاندند. یکی برای حسن روحانی شعر میخواند و دیگری آن یکی را متهم میکرد و خلاصه تماشاخانهای است به نام مجلس شورای اسلامی ...
باهنر در ميزگرد <به كجا چنين شتابان> كه توسط بسيج دانشجويي دانشكده مديريت دانشگاه تهران برگزار شد گفت: من برخي از نمايندگان و همكارانم را در مجلس ديدهام كه فرق يك ميليارد تومان و يك ميليون تومان را از هم تشخيص نميدهند!
من نمی دانم واقعا در انتخاب چنین افرادی چه کسی مقصر است؟مردم با عدم حضور حداکثری در انتخابات و رای آوردن این افراد با حداقل رای و یا مردمی که باکم توجهی در انتخاب و یا انتخاب قبیله ای مقصرند و یا اینکه نظر سلیقه ای و در بعضی از مواقع فرا قانونی در تایید صلاحیت نمایندگان در شورای نگهبان قانون اساسی؟
نمایندگانی که که در توهم به سر می برند و یا برای رفع تکلیف دیروز از شکایت بریتانیا به مجامع بین المللی برای گرفتن خسارت جنگ جهانی دوم و امروز از گرفتن خسارت مالی و معنوی کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ می گویند .در حالی که کشور دوست و برادر عراق هنوز یک دلار هم از خسارت چند میلیاردی به مردم ایران پرداخت ننموده و حتی در بعضی از اظهار نظرها از ایران خسارت می خواهد ! همان طور که رهبر انقلاب اسلامی فرصت نمایندگی مجلس شورای اسلامی را فرصتی مغتنم برای خدمت در نظام اسلامی و در عین حال مقطعی حساس و امتحان بزرگی در پیشگاه خداوند دانستند و افزودند: باید در این مقاطع حساس مراقب خود بود زیرا اگر فرد مسئول، بتواند از این پیچ خطرناک به سلامت عبور کند، آنگاه در نزد خداوند موفق و سربلند خواهد بود.
اما نمي دانم پافشاري بر پرداخت غرامت عراق به ايران و یا پرداختن به مسائل و مشکلات مردم به جاي رسيدگي به موضوع دريافت خسارت جنگ جهاني دوم و یا خسارت مادی و معنوی کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ را در دستور كار خود قرار داده اند نتيجه يي در بر دارد يا خير؟
آنچه می نویسیم دلیل بر مبرا بودن ما نیست ؛ می نویسیم تا خود نیز اینگونه تعلیم ببینیم و یادمان نرود که این دست نوشته ها پاسخ به سوالات و مجهولات خودمان است