خاطران روزهای کودکی"باز هم جنگ"
چند روزی به هفته دفاع مقدس نمانده است .من نخواستم در مورد این واقعه تلخ چیزی بنویسم اما گویا چارهای نیست. جنگ هرچقدر هم بد، غیر اخلاقی، مخرب و ویرانگر باشد باز هم جزئی از تاریخ است و نمیتوان از کنارش به سادگی گذشت. این اتفاق هرچقدر هم کوچک و کوتاه مدت باشد و هرچقدر تلفات مالی و جانی و فرهنگی و اقتصادیِ کمتری داشته باشد باز آنقدر بزرگ است که نمیتوان در موردش سکوت اختیار کرد. نمیشود نادیدهاش گرفت چرا که اگر حتی بشر آن را نادیده بگیرد اوست که تا سالیانی بس طولانی دست از سر بشر بر نمیدارد. اغراق نیست اگر بگوییم تلفات جنگ تازه بعد از جنگ است که رخ مینماید. جنگ خود نوعی بمب است. این بمب مهیب و خطرناک و در عین حال ساکن و ساکت سالها بعد منفجر میشود و آسیب واقعی و جانکاه را به نسلهای بعد از خود میزند و صدایش تا قرنها در فضای ذهنی آدمها باقی میماند.
تنها یک راه میماند و آن خنثی کردن این بمب است. این بمب تنها با بیان واقعیتها خنثی میشود. و تنها با این روش است که میشود با اتفاقاتی که به ظاهر تمام شدهاند و به تاریخ پیوستهاند و در باطن هنوز چون موریانه در حال جویدن جسم و روح و تفکر بشر هستند مقابله کرد. به بیان بهتر قبل از رسیدن موج مخربِ تحریف، با بیان واقعیت میتوان آدمهای غیر مطلع را در مقابل تخریب واکسینه کنند. جنگ نیز جزئی از تاریخ هر کشور و مملکت است. شاید نوع و گونۀ آن همیشه یکسان و یک شکل نباشد اما محال است که کشوری، مملکتی، جامعهای وجود داشته باشد که با جنگ غریبه باشد و تجربهاش نکرده باشد. جنگ از جنگ نابرابر هابیل و قابیل شروع شد و تا به امروز ادامه پیدا کرد و اکنون جنگهای مملو از خون ریزی و شکستن قلمروهای زمینی و جغرافیایی دیروز تغییر شکل داده و با رنگ و لعاب دیگری جسم و روح و ذهن بشر را به خود مشغول کرده است.
بی شک هشت سال دفاع مقدس که واقعأ هم به چندین دلیل مقدس بوده و هست، فصلی از فصلهای مهم تاریخ سرزمین ماست. اتفاقی است ورای جنگهای دیگر این سرزمین که در طول تاریخ این سرزمین کم هم نبودهاند. هشت سال جنگ زمانی آغاز شد که هنوز خستگی جنگ داخلی طولانی یا همان انقلاب اسلامی از روح و جان مردم بیرون نرفته بود. اتفاقی غافلگیر کننده که همه را بهت زده کرد و به دفاع وا داشت. دفاعی که هشت سال به طول انجامید. اما حال از آن نسل چه کسانی باقی ماندهاند؟ چند نفر؟ کجا هستند؟ اصلأ منظور آمار و ارقام نیست. جواب هم مشخص است. خیلیها در آن دوران به جبهه رفتهاند و عدهای باز نگشتهاند و عدهای سالم بازنگشتهاند و عدهای هم سالم رفته و سالم برگشتهاند. عدهایی خانه نشین شدهاند! و عدهای به سر کارشان باز گشتهاند و عدهایی دیگر به شغلها و مرتبههای دولتی رسیدهاند!!!
یک اما خیلی مهم وجود دارد و آن اینکه مسئولیت بزرگتر از جنگیدن چیست ؟ رساندن پیامی که فقط از آدمهای بازآمده از جنگ برمیآید. چند نسل از جنگ گذشته و هرچه بیشتر بگذرد و هرچه نسلها از جنگ فاصله بگیرند این مسئولیت سنگینتر، بغرنجتر و حساستر میشود. برای نمونه نگاهی بیندازیم به نسلهای بعد از جنگ و نسل فعلی. گروه اول آنهایی که مثل من کودکیشان در جنگ گذشته است؛ که یا عزیزانشان را جنگ با خود برده؛ و یا اگر هم نه! اثرات جنگ هنوز در آنها باقی است و تصاویری در ذهن آنها حک شده که هرگز پاک شدنی نیست. گروه دوم نسل بعد از آنها که اثرات جنگ را فقط دیدهاند و از جنگ تصویری در ذهن ندارند و هرچه هست شنیدهاست. گروه سوم نسلی که تصویری از جنگ در ذهن ندارند، اما بازتاب جنگ را در رفتار نسلهای قبل از خود میبینند. سوء رفتارهایی که تأثیرات مخرب جنگ است. دیدن معلولی بی درک علت آن! نسلی با کلی سؤالِ کلی و جزئی در ذهن. و هر سؤال بی جواب قدمی است به سوی بی هویت شدن و بی هویت بودن و بی هویت ماندن! یک بی هویتیِ به شدت مصری و خطرناک و بس خطرناکتر از هر بیماری مهلک! و سؤالی که برای نسل قبلیها همیشه بی جواب است: آیا اگر جنگ درگیرد این نسل به دفاع بر میخیزد؟ ... نه! بله! تعداد مخالفها البته بیشتر است. اما اینطور نیست. بله این نسل و نسلهای بعد نیز چون نسل جنگ به دفاع بر میخیزند. اما به شرط. جواب این سؤال دارویی است که در عطاری اهالی جنگ یافت میشود. آنهایی که شنیدهها را دیدهاند، اگر تصویر کنند، این تصویر بی مخاطب نخواهد ماند.

این هفته بزرگداشت شهدا و جانبازانی است که در برابر تجاوز صدام حسین به ایران ایستادند. به همین مناسبت تحت عنوان تجلیل از “دفاع مقدس” سخنان زیادی گفته خواهد شد. اما این جنگ زوایای ناگفته بسیاری دارد که پس از گذشت ۲۵ سال از پایان آن باید بازگو شوند. جنگ پیامدهای بیشماری برای هر کشوری دارد. افزایش قدرت نظامیان، بسته شدن فضای سیاسی و امنیتی شدن جامعه برخی از این پیامدها هستند.
ما در جنگ با موفقیت بیرون آمدیم چون وقتی ایران قطعنامه ۵۹۸ را با تلخی در تیرماه ۱۳۶۷ پذیرفت جنگ به پایان نرسید. جنگ در اواخر مرداد ماه به پایان رسید. آن هم با حوادثی که به نفع ایران و پیروزی ایران تمام شد. لذا ایران در تیر ماه قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفته که پس از شکستهای پی در پی بود ولی بعد از این که ایران قطعنامه را پذیرفت سه چهار عملیات بزرگ را در مواجهه با عراقیها انجام میدهیم که همه آن عملیاتها را ما پیروز شدیم پس از آنها جنگ تمام شده پایان یافت.
امام بعد از عملیاتهای مردادماه فرمودند که من یک لحظه هم در این جنگ نادم و پشیمان نیستم. بنابراین وقتی ما همه صحبتهای امام را در تیر ماه، مرداد و شهریورماه کنار هم میگذاریم میبینیم که صحبتهای امام یک شان نزولی داشته است. آن زمانی که امام قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفته و ایران در اوج شکستهای خودش بوده و در مردادماه که جنگ تمام میشود و در ایران در اوج پیروزیهای خودش بوده آنجا امام صحبت دیگری دارد و صحبتهای امام را ما باید همه را با هم ببینم بنابراین ما در جنگ پیروز شدیم...
آنچه می نویسیم دلیل بر مبرا بودن ما نیست ؛ می نویسیم تا خود نیز اینگونه تعلیم ببینیم و یادمان نرود که این دست نوشته ها پاسخ به سوالات و مجهولات خودمان است