راست باز و پاک باز و امیر باش D:
آوردهاند كه شيخ ابوسعيد ابوالخير روزي در نيشابور بر نشسته بود و جمع صوفيان در خدمتش بودند و به بازار فرو ميشدند. جمعي برنايان ميآمدند از ديگر سو برهنه، هر يكي ابزار پايي چرمين در پاي كرده و يكي را بر گردن گرفته ميآوردند. چون پيش شيخ رسيدند، شيخ پرسيد كه اين كيست؟ گفتند: امير قماربازان است. شيخ او را گفت: اين اميري به چه يافتي؟ گفت: اي شيخ به راست باختن و پاك باختن. شيخ نعرهاي زد و گفت: راست باز و پاك باز و امير باش.
به قول لسانالغيب:
روز نخست چون دم رندي زديم و عشق
شرط آن بود كه جز ره آن شيوه نسپريم
به قول لسانالغيب:
روز نخست چون دم رندي زديم و عشق
شرط آن بود كه جز ره آن شيوه نسپريم
از کتاب : اسرار التوحید فی مقامات شیخ ابی سعید/دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی/تالیف محمد بن ابی سعید بن ابی طاهربن ابی سعید مهینی
پی نوشت :
1. ارادتمند دوست خوبم، خانوم تقی زاده هم هستم ! ( دو نقطه خیلی دی ! )
2. زمانی که خدمت شیخ ابوالاشرف به مریدی می گذراندم این را یاد گرفته ام . :)
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۶:۲۲ ب.ظ توسط مدیریت زاگرسی ها
|
آنچه می نویسیم دلیل بر مبرا بودن ما نیست ؛ می نویسیم تا خود نیز اینگونه تعلیم ببینیم و یادمان نرود که این دست نوشته ها پاسخ به سوالات و مجهولات خودمان است