به کجا چنین شتابان ؟

گون از نسیم پرسید

"دل من گرفته زینجا"

"هوس سفر نداری"

ز غبار این بیابان ؟

 همه آرزویم اما

 چه کنم که بسته پایم

به کجا چنین شتابان ؟

"به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم"

سفرت به خیر !‌ اما تو و دوستی خدا را

چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها به باران

       برسان سلام ما را.....

محمدرضا شفیعی کدکنی(در کوچه باغ های نیشابور)

 پی نوشت:

راحت نوشتیم بابا نان داد بی آنکه بدانیم بابا چه سخت برای نان همه جوانیش را داد.

خوشبخت کسانی که عقلشان پاره سنگ می برد چون ملکوت آسمان مال آنهاست(انجیل ماتئوس 5-3)