منتظر انقلاب درونی در درونش بود/ باخواندن متنی احساسی / یا تقابلی با (زنی)مردی آرمانی / غافل از آنکه ؛ مرداب درونش سالها پیش خشکیده بود / .

تو همان مردی یا زنی هستی که خسته از احوالات اطرافش به فکر اصلاح اموری سطحی ست.

تو همان رقاصه ای هستی که برای فرار از خود ؛ قرار را از چشمان اطرافیانش می گیرد..

تو همان هستی که نیستی ؛ ولی اصرار بر بودنش داری.

تو همان منفور ؛ محبوبی هستی که ؛ بزرگی را در کوچکی افکار اطرافش می بیند.

تو همان ...

......


آنقدر در فکر اصلاح امور اطرافیانش بود که

خواب ماند

و از نمازش جا ماند.

-----------------------------------------

پی نوشت:

این پست هیچ مخاطبی ندارد!!!!!