دختر که باشی جرعت نداری عصبانی شی،می‌گن یه چیزیش هَس.

ولی دختر که باشی پیرمردِ بدعُنُقِ طبقه‌یِ همکف هم برایِ رفتن به فلان طبقه‌یِ ساختمون با خوش‌رویی راهنماییــت می‌کُنه..


پ.ن :

پر پرواز ندارم اما
دلی دارم و حسرت درناها
و به هنگامی که مرغان مهاجر در درياچه ی ماهتاب
پارو ميکشند،
خوشا رها کردن و رفتن!
خواب ديگر
به مردابی ديگر
خوشا ماندابی ديگر
به ساحلی ديگر
به دريايی ديگر
خوشا پر کشيدن، خوشا رهايی
خوشا اگر نه رها زيستن، مردنی به رهايی
آه اين پرنده
در اين قفس تنگ
نمی خواند.


احمد شاملو