بعضی ها خیلی....
سلام
دیروز یکی از نویسنده های وبلاگ با لحنی که تا حالا ازش ندیده بودم بعد از مدتها برام پیام فرستاد و از اینکه کار بچه گانه ای انجام دادم حسابی شاکی بود.
اولش فقط تعجب کردم اما بعد از دیدن مطالبی که شاکیش کرده بود هم عصبانی شدم و هم فهمیدم که بر اساس ظواهر قضاوت کرده که بر این اساس حق با ایشان بوده.
اما جدا از ایشان هم توقع همچین کاری رو نداشتم.
باور کنید من به دلیل مشغله شغلی و زندگی همچنین نبود اکثر دوستان زاگرسی مدتها بود که به وبلاگ سر نزده بودم و وقتی نظراتی رو که با عنوانم کیمیاگر دیدم واقعا متاسف شدم.
خیلی از نظرات مدیر هم دلگیر شدم اما ترجیح میدم وقتی ایشون رو دیدم به شکل حضوری گلگی هام رو انجام بدم چون اینجا رو جای مناسبی برای مطرح کردن مسائل داخلی وبلاگ که تا الان هم همه اون مسائل دوستانه بودن نمی بینم.
فقط یه نکته رو میگم که تو دومین نظر این کیمیاگر قلابی بود و خیلی برام تعجب بر انگیز بود.
اون نوشته بود:
معلوم شد که دختری که اینقد با حرص نوشتی فدات انتقاد پذیر باش
مدیر وبلاگ، مگه ما همدیگه رو تو جلسه وبلاگ ندیدیم؟! بعد چطور من نمیدونم شما دختر تشریف دارید؟؟؟
فقط به اون کسی که با اسم من نظر گذاشته و از برخی از نظراتش میشه فهمید بعضی از بچه های وبلاگ رو هم می شناسه( برای یکی از متن ها نوشته بود "های های !") میگم:
خیلی خیلی از این کارش ناراحت شدم و مطمئن باشه یه روزی نتیجه همچین کارهایی رو خواهد دید.
آنچه می نویسیم دلیل بر مبرا بودن ما نیست ؛ می نویسیم تا خود نیز اینگونه تعلیم ببینیم و یادمان نرود که این دست نوشته ها پاسخ به سوالات و مجهولات خودمان است