پاس دارم آتش جاويد را

يادگار فكرت جمشيد را

چندروزي مانده بودش تابه عيد

آمدآتش در چنين روزي پديد

بهر او آتشگهي آراستند

از پليدي و سياهي كاستند

پس از آن هر روز در روزي چنين

جشن سوري بوده در ايران زمين

تا كه آتش را پرستاري كنيم

از اهورا طلب ياري كنيم

تا كه پاك از رخ نمايد رنگ زرد

تابپاشدبر رخ ما سرخ گرد