این بار...
امشب یکشنبه ساعت1بامداد به وقت ایران عزیزمان در شهر کرمانشاه
صدای فریادهای شادی و شور و شوق مردمی که روزهایی را در اضطراب و تنش گذرانیده بودند به من یک هیجان وصف نشدنی ای القا میکرد.در جایی دیگر در این احساسات و هیجانات وصف نشدنی، به حال خودم و امثال خودم نیز خیلی دلم میسوخت... که بعد از مدتها به قول معروف دلی از عزا درآوردند... .
آقای روحانی عزیز من از طرف خودم و همه ی دوستداران شما در شهر پهلوانان ایران به شما تبریک گفته و آرزو میکنم روزهایی را که جوانان این مرزو بوم سالها آرزویش داشتند را با خود به ارمغان بیاورید. آقای روحانی امشب وقتی این هیجان و شور و شادی مردم را از نزدیک نظاره میکردم با خودم این جمله را بارها و بارها تکرار کردم:
آقای روحانی این شادی و شور مردم را بی نتیجه مگذار...
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱:۴۰ ق.ظ توسط سامان القاصی
|
آنچه می نویسیم دلیل بر مبرا بودن ما نیست ؛ می نویسیم تا خود نیز اینگونه تعلیم ببینیم و یادمان نرود که این دست نوشته ها پاسخ به سوالات و مجهولات خودمان است